شهر

جغرافیا / برنامه ریزی شهری / شهرسازی / حمل و نقل / ترافیک / مسکن

طراحی شهری براساس طرح اقلیم همسازبا مسکن(مهاباد)

 
اولین همایش منطقه ای معماری و معماری پایدار،شهرسازی ایذه (خشت اول)
 
 
طراحی شهری براساس طرح اقلیم همسازبا مسکن(مهاباد)
 
ادریس پروزن[1]
 
چکیده
 چگونگی برخورد با طبیعت و معماری در آن، واکنشی است که هر انسانی در هر نقطه از زمین داشته و خواهد داشت. دراین میان گذشتگان همواره سعی کرده اند به نوعی در تعامل با اقلیم منطقه نسبت به ساخت بناهای  و محیط زندگی خود همت گمارند اما امروزه انسان به کمک مصالح و تکنولوِژی جدید سعی در مقابله با اقلیم داشته و در این بین در بسیاری موارد شاهد استفاده از روشهای طراحی شهری و ساخت و ساز مسکونی و استفاده از مصالحی هستیم که صرفاً اقتباسی بوده و نمی تواند در دراز مدت در مقابل تغییرات و تاثیرات اقلیمی محیط های متفاوت پاسخگو باشد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی بوده که در آن ویِِِژگی های اقلیمی مناطق سرد و کوهستانی بصورت اجمالی وتاثير عوامل اقليمي بر طراحي شهري مهاباد در جنوب استان آذربایجان غربی با هدف شناخت وضع موجود بافت شهری و فرم بناهای سطح شهر در انطباق با ویژگی های اقلیمی منطقه به تفصیل بحث شده و پس از بررسی ویژگی اقلیمی شهر مهاباد و انطباق محیط شهری و مسکونی با آن به این نتیجه می رسیم که عدم توجه به اقلیم در طراحی های شهری و مسکونی در آن مشکلات زیادی را به بار آورده است و در بسیاری موارد فرم بنا و مصالح استفاده شده و طراحی بافت مغایر با شرایط اقلیمی منطقه بوده است و در پایان راهکارهای جهت انطباق طراحی های شهری و مسکونی مهاباد جهت پاسخگویی نیاز شهروندان در راستای اهداف توسعه پایدار شهری ارایه شده است.
لغات كليدي : عوامل اقليمي ، طراحي شهري ، بافت شهري ، اقلیم سرد وکوهستانی ، بافت مسكونی، توسعه پایدار
1 – مقدمه
جهت رسيدن به يك الگوي اقليمي در طراحي شهري پایدار ، ابتدا بايد مشخصات آب وهوايي واطلاعات اقليمي  و ویژگی های فیزیولوژی انسانی پرداخته شود. از آنجا كه مسكن در معماري سنتي ايران در ارتباطي منطقي با عوامل اقليمي پديد آمده است در همين راستا ، خصوصيات بافت شهري مهاباد بافت مسکونی و فرم بنا و مصالح بکار رفته در آن با تاکید بر شرایط اقلیمی  نواحی سرد و کوهستانی بررسي و پس از مطالعه وضع موجود و انطباق آن با شرایط اقلیمی منطقه به ارایه راهکارهایی در جهت بهبود وضع موجود پرداخته شده و امید است که بتواند باتوجه به اهداف توسعه پایدار و نیاز شهروندان گامی موثر در جهت استفاده از مصالح و اصول طراحی همگام  با اقلیم منطقه و پاسخگوی هر چه بهتر محیط شهری باشد.
2- طراحی بافت شهری
  بافت شهر را بوسيله دو خصيصه مهم آن مي‌شناسيم : دانه بندي  و تراكم ( حبيب، 1371 : 31).  بافت شهري عبارت است از درهم تنيدگي فضاها و عناصر شهري كه تبع  شرايط طبيعي به ويژه توپوگرافي و اقليم بطور فشرده و يا گسسته و با نظم  خاص در محدوده شهر يعني بلوكها و محلات شهري جايگزين شده‌اند ( فريد، 1373 : 96).
  اصلاً بافت هر شهر نحوه شكل گيري و مراحل رشد و توسعه شهر در طي تاريخ را منعكس مي‌سازد،يكي از عوامل اصلي و بسيار مهم شكل دهنده بافت شهر عوامل طبيعي بوده است . سه عامل زمين، آب و هوا و منابع آب، عوامل اساسي و مهم طبيعت هستند كه در بافت شهرهاي قديمي ايران اثرات عميقي به جا گذاشته‌اند و دوم اينكه بافت هر شهر كميتي پويا و درحال تغيير است كه وضع كالبدي شهر و چگونگي شكل گيري آن را در طول زمان نمايان مي‌سازد . بافت هر شهر ابتدا دانه بندي فضايي كالبدي شهر، يعني فضاهاي خالي و پر تراكم آن را نسبت به يكديگر و چگونگي رابطه و حد نزديكي بين آنها را مشخص مي‌كند ، سوم ، شبكه ارتباطات و نحوه دسترسي ها و خصوصيات راه‌ها و كوچه‌ها را آشكار مي‌كند كه توسط آنها مي‌توان راههاي اصلي و فرعي را تشخيص داد و سرانجام بافت هر شهر مي‌تواند گوياي چگونگي و نحوه توزيع فضايي فعاليتها باشد . هريك از فضاهاي كالبدي توسط ابعاد و اندازه‌هايش در سطح و در ارتفاع مي‌تواند نمايانگر نوع و حجم فعاليت خاصي درخود باشد . فضاهاي خالي اغلب مي‌توانند گوياي خصوصيات خاص شهري باشند ( سلطانزاده ، 1365 : 299).
3- توسعه پایدار
 موضوع اقلیم در بحث توسعه پایدار، از مباحث اساسی و تعیین کننده می باشد. چرا که موضوع توسعه پایدار، صرفه جویی در مصرف انرژی، خصوصاً انرژی های فسیلی و تجدید ناپذیر بوده و لذا، طراحی اقلیمی بناها و کالبد شهرها، نقش به سزا و تعیین کننده ای در کاهش مصرف سوخت و در نتیجه حفظ آن برای نسل های آینده خواهد داشت. با مطالعه ساختمان های بومی در هر اقلیم، به روشنی این نکته حاصل می شود که تمامی ساختمان های بومی، کاملاً بر اساس اصول اقلیمی و در جهت استفاده حداکثر از انرژی های طبیعی و مقابله با سرما و گرمای آزار دهنده، طراحی و ساختمانه شده اند که این امر به طور کامل با فرهنگ مردم هر منطقه همسو بوده و معماری بومی و بوم آورد تعریف شده. است ظهور فن آوری و امکان استفاده از انرژی های فسیلی و دستگاه های مکانیکی، حدود دو سده، اختلالاتی در طراحی اقلیمی و بومی بناها و به ویژه شهر ها پدید آورده است و از این رهگذر، موضوع استفاده بیش از حد از منابع انرژی فسیلی از یک سو و از سوی دیگر آلودگی محیط زیست ناشی از مصرف آن، به صورت موضوعی جدی و تهدید کننده در آمده است . در بحث توسعه پایدار، توجه مجدد به امر طراحی اقلیمی و بازگشت به معماری و شهرسازی بومی، مطرح شده و دست اندرکاران و متخصصان امر معماری و شهرسازی را به پرداختن جدی به این امر دعوت می نماید.( رابطه توسعه پایداروطراحی اقلیمی بناهای منطقه سردوخشک.موردمطالعاتی تبریز،مجله علوم و تکنولوژی محیط زیست،دوره دهم،شماره سه،پاییز87).
4- اقلیم همساز با مسکن
عبارت است از نگهداری وضعیت میکروکلیمای مسکن در محدوده آسایش،صرفنظر از وضعیت خارج ازساختمان. امروزه اهميت و ضرورت توجه به شرايط اقليمي در طراحي و ساخت همة ساختمانها بويژه ساختمانهايي كه بطور مستقيم مورد استفادة‌ انسان و موجودات زنده قرار مي گيرند از دو نظر حائز اهميت مي باشد. از يك سو ساختمانهاي هماهنگ با اقليم و يا ساختمانهاي با طراحي اقليمي از نظر آسايش حرارتي انسان كيفيت بهتري دارند شرايط محيطي اينگونه ساختمانها بهتر است و تنوع و تغيير روزانه و فصلي نور حرارت و جريان هوا در اين ساختمانها فضاهاي متنوع و دلپذيري ايجاد ميكند از سوي ديگر هماهنگي ساختمان با شرايط اقليمي موجب صرفه جوئي در مصرف انرژي مورد نياز براي كنترل شرايط محيطي اينگونه ساختمانها مي شود. در برخي اقليم­ها ميتوان شرايط داخلي ساختمانهاي هماهنگ با اقليم را در تمام طول سال بطور طبيعي و بدون نياز به سيستم هاي مكانيكي حرارتي در حد آسايش انسان تنظيم كرد. براي دستيابي به شرايط آسايش بكارگيري راههاي تامين آسايش در ساختمانها مهمترين عامل مي باشد. چگونگی برخورد با طبیعت و معماری در آن، واکنشی است که هر انسانی در هر نقطه از زمین داشته و خواهد داشت. معماری با ارزش گذشته نشانگر فائق آمدن بشر به صورت کامل یا ناقص بر عواملی چون مسائل اقلیمی می باشد. از این جاست که شاهد معماری بومی گوناگون در کشورهای گوناگون بوده که همخوان با اقلیم و فرهنگ آن محدوده است.
5- تقسیم بندی اقلیمی ایران
 در پژوهش حاضر از تقسیم بندی آقای ساسان مرادی در کتاب تنظیم شرایط محیطی صورت گرفته و در آن کشور ایران به چهار منطقه اصلی تقسیم شده، استقاده گردیده است. در رابطه با تاثیر اقلیم بر معماری، بافت شهری، فرم ابنیه و نوع مصالح، خصوصیات مشترکی در هر یک از این چهار منطقه دیده می شود. این چهار منطقه اقلیمی عبارتند از:
1- اقلیم معتدل و مرطوب (کرانه جنوبی دریای مازندران)2- اقلیم گرم و مرطوب (کرانه شمالی خلیج فارس و دریای عمان)3- اقلیم سرد و کوهستانی( نواحی کوهستانی غرب کشور)4-  اقلیم گرم و خشک (فلات مرکزی ایران)
5-1- ویژگی های اقلیم، معماری در مناطق کوهستانی ایران
رشته کوههای کرانه شمالی و غربی دارای اقلیم سرد است.زمستانهای سرد وسوزان و تابستانهای معتدل از خصوصیات بارز آب وهوایی و نواحی سرد محسوب می شود .رطوبت کم در نواحی سرد باعث شده است که درجه حرارت بین شب روز بالا باشد .سرمای بسیارزیاد هوا در فصل زمستان عامل اصلی در شکل گیری بافت شهری و روستایی منطقه است.1- سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان2- اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا در شب و روز3- بارش برف سنگین4- رطوبت کم هوا.
بافت شهری و روستایی در این اقلیم متراکم و فشرده است و سطوح خارجی بنا نسبت به حجم آن به حداقل ممکن کاهش داده می شود تا تبادل حرارتی فضاهای بیرون ودرون به کمترین میزان خود برسد.جهت جلوگیری از سوز و ممانعت از فرارگرمای داخل به خارج لازم است تهویه طبیعی در این اقلیم در فصل زمستان به حداقل برسد.  در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی، بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند. فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نموده تا گرمای کمتری از درون به بیرون انتقال یابد. بنابراین از احجامی مانند مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می شود تا نسبت سطح خارجی بنا با حجم داخلی آن کاهش یافته و آن را در حداقل ممکن نگه دارد. ساختمان ها بین 20 درجه به طرف غرب و 45 درجه به سمت شرق و در سایه یکدیگر و خارج از سایه آفتاب در محور شمالی- جنوبی مستقر می شوند.  مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار بوده تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نمایند. بنابراین برنه این ابنیه از سنگ، چوب، ملات کاهگل، خشت و آجر و پوشش سقف و بام از تیرهای چوبی و کاهگل می باشد.  از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای پی سازی بنا استفاده شده و در برخی نقاط، کرسی چینی با مصالح سنگین برای جلوگیری از رطوبت به کار می رود. هرچند ابنیه این مناطق به طور کلی بر روی زمین بنا می شوند.
5-2- ویژگی های مهم قابل مشاهده در شهرهای سرد و کوهستانی عبارتند از:
1- طراحی معابر به صورت کم عرض و باریک برای استفاده بهتر از حرارت و جلوگیری از تبادل گرما و سرما. 2- معمولا در این نوع اقلیم، مجتمع های زیستی در وسط دامنه بلندی ها و رو به جنوب و در داخل زمین یا روی آن به منظور بالا بردن ظرفیت حرارتی دیواره های بدنه شمالی و افزایش حجم داخلی نسبت به سطح بیرونی، استقرار می یابند. 3- نفوذ هوای سنگین به درها ها باعث افزایش شدت سرما به هنگام شب خواهد شد. 4- جبهه شمالی کوه همواره در سایه قرار گرفته و سرد است. در حالی که شهرها و روستاها باید جهت استفاده حداکثری از نور و گرمای خورشید رو به دره و در آفتاب قرار گیرند. 5- به علت فزونی ناهمواری های زمین، شدت باد در بالای کوه، دسترسی به منابع آبی و رودخانه ها که در قسمت پایین ارتفاعات جاری هستند، استقرار بافت شهری و روستا بر بالای کوه درست نیست.
6- بررسي اقليمي شهر مهاباد
 مهاباد یكی از شهرهای بزرگ استان آذربایجانغربی می باشد. این شهر در جنوب استان و در دامنه رشته جبال لند شیخان كوهستانی و خوش آب و هوا قرار دارد. مركز آن شهر مهاباد است و با اروميه كه مركز استان است 141 كيلومتر فاصله دارد، شهرستان مهاباد در منطقه‎اي كوهستاني واقع شده است اما شهر در جلگه و كوهستاني جنگلي قرار گرفته و ارتفاع جلگه از سطح دريا 1320 متر است. شهر مهاباد در 45 درجه و 43 دقيقه و 3 ثانيه شرقي نصف‎النهار گرينويچ و 36 درجه و 46 دقيقه و 3 ثانيه عرض شمالي واقع شده و مساحت كل شهرستان 5600 كيلومتر مربع است.
6-1- مشخصات آب و هوايي
براساس اطلاعات ايستگاه سينوپتيك مهاباد ، مشخصات آب و هوايي شامل دماي هوا ، رطوبت نسبي هوا ،
جريانهاي باد ، بارندگي ، ساعات آفتابي ، شدت تابش وتعداد روزهاي يخبندان، متوسط درجه حرارت سالانه در ايستگاه سينوپتيك مهاباد معادل 12 درجه سانتيگراد مي باشد كه كمترين آن به ميزان صفر درجه در ماه دي و بيشترين آن با 24 درجه سانتيگراد در ماه هاي تير و مرداد است. ومتوسط سالانه تعداد روزاي يخبندان 90 روز مي باشدكه مجموع بارش سالانه در ايستگاه مهاباد معادل 459 ميليمتر و متوسط رطوبت نسبي در ايستگاه سينوپتيك مهاباد 58 درصد مي باشد كه اين نسبت بين حداكثر 78 درصد در ماه دي تا حداقل 42 درصد در ماه مرداد در نوسان مي باشد جهت كلي وزش باد در شهرستان و شهر مهاباد از سمت شمال شرق به جنوب غرب مي باشد. بر اين اساس باد غالب در فصل زمستان از طرف شمال شرق، در فصل تابستان از جنوب غرب و در فصول بهار و پاييز از جنوب غرب مي باشد.
7- طراحي اقليمي (موقعيت اقليمي شهر مهاباد در پهنه بندي اقليمي كشور)
 نقشه پهنه بندي اقليمي ايران در سال 1370 به مقياس000/1:4000 به سفارش مركز تحقيقات ساختمان و مسكن وزارت مسكن و شهرسازي تهيه گرديده كه بر مبناي مطالعات مذكور شهر مهاباد در گر وه اقليمي 2 و زير گروه اقليمي 2-2 قرار گرفته است. ويژگيهاي عمده اين گروه براي شرايط آب و هوايي در دو فصل بحراني زمستان و تابستان با حدود تقريبي درصد سالانه نيازهاي حرارتي ساختماني و مسائل مربوط به گرمايش، شرايط آسايش بصورت طبيعي، سرمايش طبيعي و سرمايش مكانيكي و نيز اهداف عمده طراحي اقليمي به شرح زير موردمطالعه قرار گرفته است:   كاهش اتلاف حرارت ساختمان ، كاهش تاثير باد در اتلاف حرارت ساختمان، بهره گيري از انرژي خورشيدي در گرمايش ساختمان در زمستان ومحافظت ساختمان در برابر تابش آفتاب در تابستان، محافظت ساختمان در برابر هواي گرم خارج از تابستان وبهره گيري از نوسان روزانه دماي هوا، مقابله با افزايش رطوبت هوا.
شهر مهاباد داراي زمستاني خيلي سردو تابستاني معتدل مي باشند. براي تامين گرمايش با استفاده از سيستم هاي مكانيكي درجه حرارت 45-35 درجه سانتي گراد قابل تامين بود، و با استفاده از انرژي خورشيدي25-20 درجه سانتي گراد بصورت طبيعي (بدون استفاده از سيستم هاي مكانيك انرژي خورشيدي)گرما تامين مي شود. در اين پهنه شرايط آسايش بصورت طبيعي با15-10 درجه سانتي گراد تامين مي گردد. در اين مناطق ضمن طراحي پلان هاي معماري، موارد ذيل مي بايست رعايت گردند.
8- خصوصيات بافت شهري مهاباد بر اساس اقليم
خصوصيات كلي بافت شهري مهاباد به قرار ذيل است:
·        جهت آفتاب و عوارض زمين عامل تعيين كننده در نحوه استقرار،گسترش و سيماي كلي شهر
·        كوچه ها و معابر اصلي به موازات خط تراز زمين و اغلب با عرض كم
·        بستر طبيعي موجد تمايز و غناي بصري شهر است.
·        بافت شهري متراكم و ابنيه متصل به هم
·        فضاهاي شهري كوچك و محصوربه دليل سرماي زیاد

 
 
 
 

شکل 1: مجموعه بافت شهری مهاباد
   
 

 
 
 
 
 

شکل 2: نقشه راهنمای شهر مهاباد
   
 
در بخش عمده اي از سال، در اين نواحي بافت شهري متراكم و ابنيه متصل به هم هستند تا بدين صورت سطح تماس فضاهاي گرم مسكوني با محيط سرد خارج كمتر شود.  فضاهاي شهري نيز  تا حد امكان محصور وكوچك هستند تا جريان باد سرد به داخل اين فضاها كمتر نفوذ كند.  به علاوه تابش حرارت از سطوح خارجي ديوارهاي گرم ساختمانها، تا حدي باعث اعتدال هواي سرد فضاهاي شهري مي شود و كوچك بودن اين فضاها از اين نظر نيز داراي مزيت است. به چهار دليل شهرها در مناطق كوهستاني غالبا در  وسط كوهپايه و در سمت جنوبي آن استقرارمي يابند:  اول اينكه اگر شهر در پايين دره باشد، خطر سيل وجود دارد.دوم در شب هواي سرد كه سنگين تر است، به پايين دره نفوذ كرده و به شدت سرما در آن اضافه مي شود.  سوم سمت شمالي كوه كه هميشه در سايه بوده، مكان خوبي براي زندگي نيست  . چهارم بالاي كوه نيز براي استقرار مناسب نيست زيرا معمولاٌ ناهمواريهاي زمين در بالاي كوه بيشتر است و شدت باد در اين ناحيه بيشتر مي باشد و هيچگونه حفاظي براي شهر در مقابل باد وجود ندارد و بالاخره اينكه بالاي كوه از رودخانه كه در پايين دره جاري مي باشد، دور بوده و دسترسي به آن مشكل است.

 
 
 
 
 

شکل 3: عكس هوايي از بافت شهري مهاباد
   

 
 
 
 
 

شکل 4: نقشه معابرشهري و هسته مركزي مهاباد
   
 
9- اصول طرح اقليمي مسكن در مهاباد
از جمع بندي اطلاعات اقليمي مطرح شده ، مي توان گفت كه در شهر مهاباد پرهيز از سرماي زمستان كه در اكثر مواقع سال وجود دارد و مقاومت در برابر يخبندان واختلاف زياد دماي شبانه روز، داراي اهميت زيادي مي باشد. لذا بايد تبادل حرارت از طريق جدار ساختمان به حداقل ممكن رسانده شده و از تابش آفتاب حداكثر استفاده را نمود.  در اين بخش، ويژگي هاي معماري بومي اين منطقه كه بهترين سازگاري را با شرايط اقليمي داشته ، مورد بررسي قرار مي گيرد.

 
 
 
 

شکل 5: محل استقرار شهر براساس شرايط اقليمي
   
 

 
 
 
 

شکل 6: مجموعه بافت شهري مهاباد
   
9-1- فرم ساختمان
 خانه ها در شهرستان مهاباد بافتي نسبتا متراكم دارند و معمولا در دویا سه طبقه ساخته شده اند. فرم بنا نيزمانند بافت شهري براساس اقليم منطقه و جهت مقابله با سرماي شديد طراحي و اجرا شده است.  احجام متراكمي نظير مكعب مستطيل كه نسبت سطح بيروني آنها به حجم داخل بنا كم مي باشد، براي مناطق سردسير مناسب است.در این حالت سطوح خارجی نسبت به حجم بنا به حداقل می رسد تا از این طریق تبادل حرارتی فضای بیرون و درون به کمترین میزان خود برسد و بناها دارای کشیدگی در امتداد محور شرق و غرب هستند.در نتیجه،شکل ساختمان نیز می تواند تأثیر زیادی در هماهنگ ساختن ساختمان با شرایط اقلیمی،همچنین در تعدیل انتقال شرایط بحرانی هوای خارج به داخل ساختمان داشته باشد.باید به این نکته توجه کرد که بهترین فرم ساختمان،فرمی است که کمترین مقدار حرارت (کالری)را در زمستان از دست بدهد و در تابستان نیز ، کمترین مقدار حرارت را از آفتاب و محیط اطراف دریافت کند. درالگوي متداول مسكن درشهرستان مهاباد، محور اصلي شرقی-  غربی بوده (حداكثر با چرخشي به سمت جنوب شرق)كه جبهه رو به جنوب بنا در زمستان نور بيشتري را دريافت كند. 
9-2- جهت ساختمان
مناسب ترين جهت براي استقرار جبهه اصلي ساختمان در رابطه با دو عامل تابش خورشيد و جريان باد سنجيده مي شود .در هوای سرد ،حداکثر انرژی خورشیدی مورد نیاز است و ساختمان باید در جهتی قرار گیرد که بیشترین تابش آفتاب را دریافت کند. بهترين جهت گيري بنا با توجه به گرماي تابشي دريافت شده توسط جداره در ماههاي مختلف، رو به جنوب با چرخش 30 درجه (محدوده 20 تا 45 درجه) به سمت شرق مي باشدكه بيشترين گرما را در زمستان دريافت كرده و در عين حال در تابستان گرماي كمتري را مي گيرد . باد سرد در زمستان از سمت غرب مي وزد و جهت باد مطلوب اين شهر جنوب غربي است. به طور كلي باتوجه به جهت وزش باد و جهت تابش مطلوب ، مناسب ترين جهت گيري بنا رو به جنوب شرق با زاويه 45 درجه به سمت شرق تا جنوب مي باشد.
9-3- نحوه استقرار ساختمان
در بسياري از نمونه هاي مسكوني درشهرستان مهاباد، كف كل ساختمان در حدود 40 تا 80 سانتيمتر پايين تر از سطح كوچه مياشد. اين امر سبب مي شود كه زمين مانند عايق حرارتي اطراف خانه را احاطه كرده و تبادل حرارت داخل وخارج را كاهش دهد .از سوي ديگر پايين رفتن حجم ساختمان نسبت به معابر موجب آفتابگير شدن معابر مي گردد.
9-4- ويژگي پشت بامها
پوشش خانه ها در اقلیم سرد ایران عمدتاًمسطح و تیرپوش هستند اما خانه های با سقف شیبدار در کوهپایه های شمالی رشته کوههای البرزمشاهده می شود. بامها به دو صورت صاف و شيرواني در اين شهر ديده مي شوند . سقفهاي صاف بيشترين ميزان تابش را دريافت مي كنند كه در پاييز و بهار نقش مهمي در گرم كردن ساختمان مي تواند داشته باشند . بيشتر خانه هاي همدان سقف صاف دارند. در سقفهاي شيبدار )سقف دو پوش)، فضاي خالي ميان سقف رويي و سقف صاف زيرين لايه عايق حرارتي مناسبي بوده و فضاهاي داخل ساختمان در فصول گرم تبادل حرارتي كمتري داشته و خنكتر مي باشد.
9-5- ويژگي هاي جداره هاي باز
 به طور کلی ابعاد بازشوها در اقلیم سرد از وسعت کمتری برحوردار است تاتبادل حرارتی فضاهای داخلی با محیط خارج به حداقل برسد.مساحت بازشوهایی که به معابر و محیط بیرون باز می شوند بیشتر از اقلیم گرم و خشک است و  بازشوهای اصلي در جبهه جنوبی( آفتابگير) ساختمان قرار دارند تا بتوانند آفتاب را در طي روز به داخل اتاقها هدايت كنند.وسعت بازشوها درجهت های که تحت وزش بادهای سرد زمستانی است به حداقل ممکن می رسد و در برخی از موارد این بازشوها از نمای رو به باد سرد حذف می شوند.
9-6 - مصالح و جزئيات اجرايي
در شهرهاي سردسير بايد از مصالحي با ظرفيت حرارتي زياد جهت كنترل حرارت از طريق پوسته ساختمان استفاده شودو دیوارهای غربی و قسمت های داخلی ساختمان را با مصالح سنگین بنا کرد و به منظور بهره گيري از انرژي حرارتي تابش آفتاب، پوشش سقف خارجي تيره رنگ انتخاب گردد .مصالح به كار رفته در خانه هاي شهرستان مهاباد سنگ،آجر و چوب مي باشد. سنگ كه در اين نواحي ماده اي در دسترس بوده، در پي سازي فضاها و ازاره ها استفاده مي شود تا رطوبت ناشي از برف وارد بنا نشود.  البته سنگ نسبت به خشت و آجر ظرفيت حرارتي خوبي نداشته و با اضافه كردن به ضخامت ديوار سنگي اين عيب جبران مي شود.
10-پیشنهادات
استفاده از مصالح بومی و سازگار با اقلیم در معماری شهرها و در تداوم معماری بومی و اصیل ایرانی اسلامی پرهیز از استفاده مصالح و نماهای ناهمگون با بافت و محیط و اقلیم در بافت شهرها مثل نماهای کامپوزیت که از نظر رنگ، اقلیم، سیمای شهری و.... در تضاد با بافتهای شهری هستند. - حداکثر استفاده از فضاها در معماری و طراحی ساختمانها و در جهت رفع نیاز ساکنین و پیروی از اقلیم و محیط - هماهنگی با اقلیم و محیط در معماری و طراحی بناها در جهت کاهش آسیب پذیری محیط زیست - ایجاد ارتباط و هماهنگی بافتهای شهری  و زنده سازی بافتهای تاریخی شهرها با استفاده از الگوی معماری مسکن های موجود در بافتهای تاریخی و قدیمی شهرها.- به حداکثر رساندن درجه آسایش و آرامش در خانه با طراحی و معماری مطابق با نیازهای ساکنان و محیط جغرافیایی و اقلیم. - رعایت اصول معماری اسلامی ایرانی در طراحی مساکن در بافتهای جدید شهری.- بکارگیری شیوه های ساخت و مصالح ساختمانی همساز با محیط زیست و در راستای اصول توسعه پایدار.-بهینه سازی مصرف انرژی در ساختمانها با استفاده از الگوهای رایج و مناسب با اقلیم.- در نظر داشتن اصول معماری مسکن از جمله مسایل سازه ای و بحث نیارش در ساختمان.
11- نتیجه گیری
با بررسي اقليم شهر مهاباد براساس مشخصات آب و هوايي و نيازهاي اقليمي بافت شهري از يكسو و از سوي ديگر مطالعه ويژگيهاي همساز با اقليم مسكن در اين مجموعه شهري تلاشي در جهت دستيابي به اصول طراحي اقليمي صورت گرفت كه مي تواند نقش مهمي در رسيدن به آسايش حرارتي در محيط شهري ايفا كند و يكي از روشهاي مناسب براي دستيابي به اصول راهبردي طراحي اقليمي،كشف تمهيدات اقليمي موجود در الگوی خانه های  سنتي است؛كه با بررسي نمونه هاي معماري وشهرسازي بومي قابل شناسايي مي باشد . در بررسي بافت شهر و معماری مسکن در مهاباد اين نتيجه مي رسيم عدم توجه به اقلیم در طراحی های شهری و مسکونی در آن مشکلات زیادی را به بار آورده است و در بسیاری موارد فرم بنا و مصالح استفاده شده و طراحی بافت مغایر با شرایط اقلیمی منطقه بوده است که در صورت توجه به اقلیم منطقه و طراحی شهر همساز با اقلیم می توان از شدت مشكلات اقليمي محيط زيست کاست و در عوض از جنبه هاي مطلوب آن بهره مند شود.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
منابع
1.     قباديان، وحید ،(1382)، بررسي اقليمي ابنيه سنتي ايران ،موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران .
2.     كسمايي، مرتضی ،(1363)، اقليم و معماري ، انتشارات شركت خانه سازي ايران ، تهران .
3.     توسلي، محمود ،(1363)، طراحي فضاي شهري ،مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي ومعماري، تهران .
4.     مرادی ،ساسان ،(1384)، تنظیم شرایط محیطی ،انتشارات آشیان ،تهران .
5.     طرح جامع شهر مهاباد، (1388)، مهندسين مشاور پویا نقش شهروبنا .
6.     بختياري اصل، يوسف،(1385)، طراحي شهري همدان براساس طرح اقليمي مسكن، اولين همايش بين المللي شهر برتر، طرح برتر سازمان عمران شهرداري همدان.
7.     شقاقی، شهریار، مفیدی، مجید، (1387)، رابطه توسعه پایدارو طراحی اقلیمی بناهای منطقه سردوخشک. موردمطالعاتی تبریز، مجله علوم و تکنولوژی محیط زیست، شماره سه، دوره دهم.
8.     حبيب، فرح، (1371)، نقش فرم شهر در کاهش خطرات ناشي از زلزله، کنفرانس بين المللي بلاياي طبيعي در مناطق شهري، بخش اول زلزله، انتشارات دفتر مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران، چاپ اول.
9.      فريد، يدا...،( 1373) ، جغرافيا و شهرشناسي، انتشارات دانشگاه تبريز، چاپ سوم.
10. سلطان زاده، حسين، (1365 )، مقدمه اي بر تاريخ شهر و شهرنشيني در ايران، نشر آبي.
[1] .  مدرس دانشگاه پیام نور مهاباد- دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات سمنان
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 22:5  توسط ادریس پروزن  | 

تحلیل فضایی-کالبدی و شناخت عناصر هویت بخش در شهرهای اسلامی


مقاله ارايه شده در همايش شهر اسلامي در دانشگاه هنر تبريز


تحلیل فضایی-کالبدی و شناخت عناصر هویت بخش در شهرهای اسلامی

 
1-   ادریس پروزن (دانشجوي دكتري جغرافيا و برنامه ريزي شهري و مدرس دانشگاه پيام نور مهاباد)
 
 
چکیده
سیمای شهرهای دنیای اسلام خود آئینه ای است بر مظاهر تمدن اسلامی. اسلام در عین جهان شمولی در شهر زاده شده و در شهر گسترش یافت. بیشتر محققینی که به بررسی آثار، بناها، شهرهای اسلامی و تاریخ تمدن اسلامی پرداخته اند بر این باورند که اسلام دین شهری است. در سیر تاریخی اسلام گرایی، شهرهای بزرگی شکل گرفتند که در کنار آنها شمار شهرهای کوچک و متوسط نیز افزایش یافت که در عین همسانی با سایر شهرها، ویژگی های منحصر به فردی را به نمایش گذاردند.در پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به سوالاتی از این قبیل هستیم که چه عوامل و عناصری در بخشیدن چهره اسلامی به شهرها نقش ایفا می کنند و هر یک از این عوامل چگونه می توانند بستری مناسب و سالم را برای زندگی شهروندان فراهم آورند. فرض اصلی ما در این پژوهش بدین صورت است که شهرهای اسلامی سنتی نمادی از برقراری تعادل اکولوژیکی، بسط فرهنگ اسلامی، توجه به مصالح و فورم های سنتی و بومی و حفظ حریم و حرمت خانه ها و خانواده هاست لیکن از قرن هجدهم با نفوذ استعمار اروپاییان در شهرهای اسلامی تا به امروز شاهد به هم خوردن تعادلهای زیستی و بصری در محیطهای شهری شده ایم. در این راستا پژوهش حاضر تلاشی است جهت شناخت و معرفی اجمالی ویژگی های فضایی-کالبدی این شهرها و روش تحقیق در این مقاله توصیفی -تحلیلی بوده که  عناصر و ساختار شهرهای اسلامی که به تبعیت از جهان بینی اسلامی شکل گرفته اند، مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو اینگونه می توان نتیجه گرفت که بازنگری به اصول و ضوابط شهرسازی و معماری سنتی اسلامی و شناخت عناصر و اجزای آن ضروری می نماید که امروزه جهت رسیدن به این مهم، عزمی جدی از سوی افراد و نهادهای مختلف شکل گرفته است که در نهایت به ایجاد بستر مناسب برای بازآفرینی هوشمندانه این نوع معماری دست یابیم.
واژگان کلیدی: شهر اسلامی، معماری،  عناصر، فضا، کالبد، ساختار
 
 
مقدمه
شهر اسلامي به شهرهايي اطلاق مي‌شود كه در سرزمين‌هاي داراي فرهنگ و اعتقادات نشأت گرفته از دين اسلام ايجاد شده‌اند يا رشد يافته‌اند. "شهرنشيني و شهرهاي اسلامي، دوره‌اي مشخص و محدود- يعني چهارده قرن پيش تاکنون را در بر مي‌گيرد و با کمال شگفتي بر پهنه‌اي بسيار وسيع در سه گوشه جهان کم و بيش مهم و باستاني گسترش يافته است. اين پهنه از اقيانوس اطلس تا درياي چين از خليج گينه تا آسياي مرکزي از بالکان تا اندونزي و از شاخ آفريقا تا خليج بنگال گسترده مي‌شود" (کونئو، 1384: 14-15). اين شهرها همگي در خصوصيات كالبدي و اجتماعي متأثر از حاكميت فرهنگ اسلامي يا حكومت‌هاي اسلامي با يكديگر اشتراكات زيادي دارند. تعالیم اسلامی برای ادامه حیات انسان ها در زمان ها و مکان های گوناگون، اصولی را بیان می کند که این اصول را عمدتا در نیازهای انسان، نحوه زندگی او، اصول شکل دهنده روابط او با جهان خارج، اهداف نهایی زندگی او، نقش انسان در زمین و هدف خلقت او می توان پی جویی کرد. در حقیقت اسلام یک کالبد فیزیکی و ثابت برای معماری و شهر ارائه نکرد بلکه راه و اصولی برای زیست، برای رابطه انسان ها با یکدیگر، رابطه انسان با طبیعت و خدا و همچنین رابطه انسان با مصنوع اش معرفی کرد.
یکی از عوامل موثر در شهرنشینی و ساختار شهرهای اسلامی،نفوذ استعمار بعد از قرن هفدهم در کشورهای اسلامی بود. در جریان این تحولات پایتخت ها و شهرهای بندری کشورهای مستعمره زده بعنوان مناسب ترین مراکز تامین کننده اهداف استعماری مورد توجه قرار گرفته با دگرگونیهای عمیقی به لحاظ کارکرد، ساختار فضایی و رشد و توسعه فیزیکی مواجه گردیدند. دامنه نفوذ استعمار در شهرهای استعماری آنچنان گسترده بود که این شهرها حتی بعد از دوران استقلال نیز با تغییراتی اندک چهره و سیمای شهری مدرن خود را حفظ نموده چشم اندازهای ناموزونی را در مقابل شهرهای عقب مانده بومی ایجاد کرده اند.
 در حال حاضر شهرهای ما با نوعی دوگانگی بین کالبد جدید و قدیم روبرو شده اند که این دوگانگی ناشی از تضاد بین الگوهای فکری گذشته با الگوهای فکری مدرن که امروزه برای ساخت و سازهای شهرهایمان از آنها استفاده می کنیم؛ می باشد.
برای حل این تضاد و دوگانگی و وحدت بخشی به ساختارکالبدی شهرها لازم است که اصول بکارگرفته شده در زمان های گذشته را با اصول مورداستفاده امروز تطبیق داده و به اصولی منطبق با فرهنگ و مذهب این مرزوبوم دست یابید.
برای این منظور ابتدا به بررسی اصول منتج شده از اسلام که در زمان های گذشته باعث وحدت بخشی به شهرها می شده می پردازیم و اصولی کلی را استخراج نموده سپس این اصول را با نظریات ارائه شده در کشورهای غربی تطبیق داده و به ارائه راهکارهایی برای مرمت بافت های تاریخی در شهرهای اسلامی می پردازیم.
فرآیند انتساب معماری و شهر به اسلام
به طور کلی زمانی می توان صفت اسلامی را به یک شی انسان ساز اطلاق نمود که آن موجودیت بر اساس تعالیم اسلامی به وجود آمده و به گونه ای در خدمت انسان قرار گرفته باشند که در عین پاسخگویی به نیازهای مادی او، وی را به سمت ارزش های اسلامی هدایت نماید. به علاوه آنکه شی یاد شده باید تجلی گاه و یادآور ارزش های اسلامی نیز باشد.   
مراجعه به ادبیات در دسترس حاکی از آن است که غیرمسلمانان نخستین کسانی بودند که صراحتا از صفت اسلامی برای معماری و شهر استفاده کردند. به عنوان نمونه، در مورد پیشینه اطلاق صفت اسلامی به شهر می توان گفت که رواج تعبیر شهر اسلامی برای مجتمع های زیستی مسلمانان، با این فرض که از نظر کالبدی تجلی خاصی از اصول و ارزش های اسلامی بوده و به این ترتیب از مجتمع های زیستی سایر تمدن ها و فرهنگ ها متمایز می باشد، از قرن نوزدهم میلادی و به وسیله شرق شناسان آغاز شد. این تعبیر به تدریج در ادبیان شهری تثبیت شد.
 
شهرسازی اسلامی
شهرسازی اسلامی مشتمل بر مبانی نظری و تئوری های مربوط به اصول و ارزش هایی است که باید در طراحی، برنامه ریزی و ایجاد محیط زندگی مسلمانان رعیابت شوند و بر روابط انسان با محیط (طبیعی یا مصنوع) و همچنین با سایر هم نوعان خویش (جامعه) حاکم باشد. این اصول و ارزش های از تعالیم اسلامی استخراج شده و دربردارنده عوامل مهم فرهنگ ملی که در تضاد با اصول پیشین نباشند نیز هستند. اجمالا باید گفت که منبع اصلی اصول حاکم بر کلیه اعمال مسلمانان و از جمله شهرسازی آنها، قرآن کریم و سنت پیامبر هستند.
 در این متون بر اساس یک سری زمینه ها و موضوعات کلی، اصولی برای فعالیت و زندگی انسان قابل استخراج هستند، مانند هدف غایی زندگی انسان. این اصول باید با معیارهای حاکم بر عالم وجود که توسط خداوند برپاشده هماهنگ و یا تفسیری از آن باشد. علت این امر، آن است که انسان خلیفه خداوند بر روی زمین بوده و اعمال او باید رنگ الهی به خود گیرد. این اصول کلی حاکم بر عالم وجود براساس تعالیم اسلامی عبارتند از وحدت در کثرت، تجانس، توازن، تعادل، اندازه، هماهنگی و مواردی از این دست که مکتب اصفهان نمونه بسیار خوبی در این زمینه محسوب می شود( نقی زاده 1389). معمولاً در معماری اسلامی چهار عامل مهم تعیین کننده می باشند: 1- شرایط آبوهوایی 2- مواد و مصالح محلی 3- فورم های سنتی 4- شیوه زندگی و ارزشهای اسلامی و اجتماعی (شکویی ،1391ص187)
 
اصول مکتب اصفهان در شهرسازی
·        اصل سلسله مراتب: برمبناي اين اصل، هيچ فضاي شهري، بنا يا معماري را نمي توان فارغ از مراتب بالاتر يا پايين تر آن ايجاد كرد. هر فضاي شهري يا بنا يا معماري داراي درون و بيرون بوده كه در درون، به زيربخش هاي خود شكل داده و در برون از نظم هاي فراتر پيروي مي كند
·        اصل كثرت: فضاي شهري در انبساط خويش روي به كثرت و تنوع دارد. در اين كثرت، هر جزء فارغ از عناصر ديگر، هويت داشته و در مقياس خود يك كل به شمار مي رود.
·        اصل وحدت: فضاي شهري در انقباض خود و در مجموعه هم بسته اش، روي به وحدت دارد. در اين جمع شدن و همساني، كل داراي هويتي يگانه مي شود.
·        اصل تمركز: متمركز شدن فضاي شهري اعتباري خاص به آن بخشيده و آن را از ساير فضاها متمايز مي سازد. 
·        اصل عدم تمركز: پراكندگي فضاي شهري موجب مي شود كه بياني واحد در مكان هايي متفاوت به كار گرفته شود. توزيع متوازن فضاهاي شهر، علت اصلي يگانگي شهر و فضاهاي متفاوت آن مي­شود.
·        اصل تجمع: جمع شدن عناصر متفاوت در يك مكان خاص، مفهومي ويژه به آن مي دهد. مفهومي كه از چارچوب مكان خارج شده و هويتي فضايي به مكان مي بخشد.
·        اصل تباين: ناهمگوني عناصر و فضاهاي شهري و در عين حال آهنگين بودن آن در ارتباط با ديگر عناصر و فضاها، اصلي است كه فضاي شهري را از يكساني و بي هويتي مي رهاند.
·        اصل اتصال: هر فضاي شهري در پي وصل به ديگر فضاهاست.
·        اصل توازن: شهر در موزوني فضاها و بناهاي سازنده آن تعريف مي شود. اين توازن فضايي در عمل به ايجاد مقياس انساني منجر مي گردد.
·        اصل تناسب: نسبت ابعاد و اندازه ها، احجام و ساختمان ها، فضاهاي پر و خالي، سايه و روشن، محدوديت و بي كرانگي و انسان و فضا همه در امري مي گنجد كه زيبايي جهان در تناسب آن معنا مي شود.
·        اصل تداوم: فضاي شهري خلائي است كه مابين ساختمان ها، احجام و اشكال واقع شده و در مكان و زمان با رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي معنايي ديگر می یابد. فضاي شهري از ميان ديگر فضاها عبور كرده و تداوم را مطرح مي کند. اصل انقطاع در اين تداوم است كه معنا يافته و سكون در اين حركت است كه درك مي شود.
·        اصل قلمرو: هر فضاي شهري از ذره فضا (مسكن) گرفته تا كلان فضا (شهر) حريمي خاص خود دارد. حريمي كه دامنه درون تا برون را مي گستراند و محدوده اي خاص از برون را متعلق به درون مي كند.
·        اصل سادگي: خلوص و صراحت فضاي شهري، مكان درك سريع آن را فراهم مي كند. بي پيرايگي فضاي شهر، آشنايي با آن را ممكن ساخته و آشنايي، خاطره مي سازد.
·        اصل پيچيدگي: فضاي شهري زماني معنا مي یابد كه در مكاني غيرمعمول رخ دهد. كاربرد غيرمعمول فضا به منظور شاخص كردن آن، از اصل پيچيدگي تبعيت مي كند. در اين اصل است كه شكل ايجاد شده و تداعي را به دنبال دارد.
·        اصل تركيب: تركيب اضداد است كه مي تواند فضايي متفاوت از آنچه معمول است را سبب شود.
·        اصل استقرار: اصل استقرار در مفهوم ساخت شهر معنا مي يابد. در اين مفهوم، ساخت يعني مجموعه روابط متقابل اجزاي يك كل با يكديگر به گونه اي كه هر واحد، بيشترين نقش را در برابر ديگر اجزا داشته باشد.
·        اصل زمان: آنچه در طول زمان دچار دگرگوني مي شود، صورت است نه محتوا. محتواي فضاي شهري، در بستر زمان چهره هاي متفاوت به خود مي گيرد.
·        اصل ايجاز: شهر و فضاي شهري از اسلوبي تبعيت كرده كه بتواند گسترده ترين مفهوم را در ساده ترين صورت بيان كند. (حبیبی، محسن،1378)

 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
اصول معماری شهرهای اسلامی
اصول و معماری اسلامی که در راس آن معماری اماکن مذهبی و مساجد قرار دارد در 4 دسته قرار می گیرد:
·        مردم داری: به معنای داشتن مقیاس انسانی است که می توان آن را در عناصر مختلف شهرسازی اسلامی مشاهده نمود.
·        نیارش: به مجموعه چیزهایی که بنا را نگاه می دارد نیارش اطلاق شده که شامل استاتیک بنا، علو یا فن ساختمان و مصالح شناسی آن است.
·        خود بسندگی: بدین معنا که سازندگان بنا سعی می کنند مصالح مورد تیاز را از نزدیک ترین مکان ها با ارزان ترین بها به دست آورند.
·        درون گرایی: در ساخت یک بنا و نحوه ارتباط آن با فضای خارجی لحاظ می گردد. به این معنا که بنا به گونه ای ساخته شود که تمام فضای درونی آن در ارتباط مستقیم قرار گیرند. (پیرنیا، محمدکریم 1374)
 
درون گرایی در معماری اسلامی
گرایش به درون با وجود تفاسیر مختلفی که در تحلیل علت آن در منابع مختلف آمده است، عمدتا به شکلی واحد از سازماندهی کالبدی در معماری سرزمین های مسلمانان اطلاق شده و آن عبارت است از بسته بودن فضای خصوصی نسبت به فضای شهری و بازشدگی آن به سوی فضای باز خصوصی (عمدتا حیاط میانی). به طور کلی شاخص های درونی یا بیرونی بودن فضاها را می تواند محصوریت، ضوابط دخول، حوزه خلوت و دوام حضور دانست.
الف) محصوریت: ویژگی اساسی محیط انسان ساخت، متمرکز ساختن و محصور کردن است. این مکان ها به تمامی معنا، درون هستند.
ب) حوزه خلوت: تفکیک و تمایز میان عرصه عمومی و خصوصی از ویژگی های مهم رفتاری تشکیل دهنده محیط است. درجه اعتماد و تفاهمی که میان افراد حاضر در یک حوزه کالبدی حس می شود، می تواند بر نحوه تلقی از مفهوم خلوت و تبعات آن در رابطه درون و بیرون تاثیر گذارد. بدیهی است محرمیت در شهر اسلامی و به ویژه درباره خانه از اولیه ترین اصول است. اگرچه این خلوت بیانگر نوعی مامن در برابر تهاجم غریبه ها نیز می باشد اما حریه شخصی مومن صرفا حوزه تدافعی او در برابر جامعه نیست و بنابر دستورات دینی گاه مومن باید دیگران را در این حوزه پذیرفته و حتی آنها را در اموال خود شریک گرداند.
ج) ضوابط دخول: ضوابط و مقررات در درون تعریف کردن فضا موثرند که بیشتر در حوزه آداب اجتماعی قرار دارند.
د) دوام حضور: اتصال انسان به مکان های خاص و اشتیاق برای حفظ آنها غیرقابل تردید است. دوام سلطه بر یک قلمرو موجب افزاش حس تعلق و در نتیجه درون دانسته شدن آن می گردد.
شهر اسلامی سنتی، بر اساس احساس دینی از زندگی، استقلال هر مومن، حرمت حریم خانواده ها و اهمیت خلوت گزینی شکل گرفته بود. این طرز طلقی از زندگی کاملاً در ساخت اکولوژیکی شهرهای اسلامی موثر افتاده است که مرزهای پردوام محلات و خانه ها، بن بست بودن کوچه ها و محلات، انتخاب نوعی استقلال در واحدهای مسکونی و زندگی مشترک همه مردم محله، نمونه روشن آن است. چیزی که اخیراً در باغشهرهای اروپای شمالی متداول گشته است. در این باغشهرها به حریم محلات خلوت گزینی تاکید بسیار می شود. (شکویی، 1391 ص191)
تقسیم خانه به بخش های بیرونی و درونی، تعبیه دو نوع کوبه بر در خانه برای تمایز میهمان زن و مرد و استفاده از شیشه های رنگی ریز یا مشجر از جمله شیوه های به کار رفته در شهرهای اسلامی است. به سسب اطمینان از محصوریت زندگی خانوادگی و تحقق بخشیدن به مفهومی مذهبی از زندگی، خانه عموما جنبه خصوصی و درون گرا دارد. هدف از ساخت خانه های حیاط دار نیز حفظ محرمیت عرصه خصوصی بوده است.
اندرون خانه ها یا جایی که زنان و کودکان حضور داشتند، می بایست تنوع زیادی داشته باشد. آشپزخانه را در جایی می ساختند که زن خانه به راحتی در آن کار کند و کسی او را نبیند. همچنین در معماری اسلامی ورودی ها را به گونه ای می ساخته اند که در صورت باز بودن در، داخل حیاط پیدا نباشد.

 
 
 
 
 
 
بر پایه اصل درون گرایی، اطاق سه دری اطاق خواب بوده و نکته جالب برای سردرها و دیگر اطاق ها این بوده که هیچ وقت از فضای آزاد وارد آنها نشده و در کنار هر کدام راهرویی در نظر گرفته می شد. سرانجام آنکه واژه درون گرایی پیش از آنکه رنگ معماری به خود گیرد، از دیدگاه اخلاقی و عرفانی نیز دربرگیرنده معانی و مفاهیمی ارزشی و هنجاری است. به عنوان نمونه، تودار بودن و گرایش به حالات درونی و پرهیز از نشان دادن آن حالات به صورت تظاهر. تا جایی که معماری ایرانی به عنوان برترین هنر معماری در جهان اسلامی، در مقایسه با شیوه مصری، شامی و مغربی، از این نظر که در نمای بیرونی آن و در گذرهای پر پیچ و خم چیزی جز خشت و گل دیده نشده اما در داخل دنیایی از زیبایی دارد، درون گرا نامیده می شود. (پیرنیا، محمدکریم 1387)
 
سیمای شهرهای اسلامی
شهرهای دوره اسلامی مانند دوران پیش از اسلام در ایران، از سه بخش اصلی به نام های کهن دژ، شارستان و ربض تشکیل می شدند. کهن دژ بخش حکومتی، مقر حاکم و برخی نهادهای حکومتی بود که عمدتا در وسط شهر و روی تپه ای طبیعی بنا می شد تا از نظر دفاعی در وضع مناسبی قرار داشته باشد. کیاخره عنوانی بود که پیش از اسلام به این بخش اختصاص داشت.
ربض یا حومه حوزه پیرامونی کهن دژ و شارستان بود. مزارع، باغات و روستاها فضاهای اصلی در ربض به شمار می رفتند. شارستان یا شهرستان به بخش اصلی شهر که محل زندگی مردم بود اطلاق می شد.

 
 
 
 
 
 
 
 
در شناخت سیمای بیرونی شهرهای اسلامی می توان به نشانه هایی اشاره داشت که علاوه بر کاربردهای شهرنشینی، هدایت کننده مسافران بوده اند. مناره ها در شهرهای اسلامی به خوبی چنین کارکردی داشته اند. مناره ها راهنمای عابرینی بوده اند که به طرف مساجد و یا فضاهای اطراف آنها یا مراکز محلات و شهر حرکت می کرده اند. در شناخت سیمای درونی شهرهای اسلامی نیز می توان سردر مساجد، خانه ها و بازارها را مورد نظر داشت. .( کیانی، محمدیوسف (1387)

 
 
 
 
 
 
 
 
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- مسجد
بسیاری از ویژگی های شهرها در دوره اسلامی چون ساخت شهر، بافت، سیما و نقش آن بازتابی از بینش اسلامی به شمار می آید. مهمترین تکیه گاه های بینش اسلامی اعتقاد به اصل توحید و پرستش الله به عنوان خدای یگانه است که بایستی به نحوی روشن و مشخص در شهر اسلامی تجلی داشته باشد. از این رو مسجد به عنوان تجلی گاه نظام توحیدی اسلامی، قلب و کانون شهر از آغازین روزهای نشات اسلامی ممتاز شد.
هرکجا که پیامبر اسلام پای می نهاد نخست به بنای مسجدی می پرداخت. مسجد مدینه در زمان حضرتش پایگاه اصلی دعوت اسلام و جکومت جهانی اسلام محسوب می شد. پس از پیامبر این سنت برجای ماند و در تمام شهرهایی که توسط مسلمانان بنا می شد، ساختمان مسجد از اماکن اولیه به شمار می رفت. در پی این روال در چهره جغرافیایی شهرهایی هم که زیر پرچم اسلام درمی آمدند نیز فضاهایی به مساجد اختصاص می یافت.
 

 
 
 
 
 
 
 
 
اعتقاد سلیم به داشتن بنایی مشخص به عنوان عبادتگاه و کانون عمده فعالیتی، اثری ژرف بر طرح و نقشه شهرها چه آنها که در دوره اسلامی ساخته شدند و چه آنها که یادگاری از گذشته بودند، گذارده است. از این رو محلات، بخش ها و اجزای شهرهای دوره اسلامی در بافتی یگانه با مسجد جامع، پیوستگی و پیوند برقرار می سازد. حتی زمانی که شهر اسلامی توسعه یافته و به ضرورت پاره ای از نقش های چندگانه مسجد مانند آموزش، سیاست، قضا و حکومت به خارج از مسجد دامن می گستراند بازهم در جایگزینی فضایی و تعیین مقر این نهادها، سهولت ارتباط با مسجد همواره از اولویت برخوردار بوده است.
سیر تحولات کارکرد مساجد از صدر اسلام در چهار دوره قابل بررسی است:
دوره اول: مدت کوتاهی در صدر اسلام. در این دوره مسجد ساده و بی پیرایه بوده که نمونه بارز آن مسجد النبی است.
دوره دوم: دوران بنی امیه. مسجد در ارتباط کامل با دولت بوده و دارالعماره را به عنوان مقر حکومت در مجاورت خود دارد.
دوره سوم: خلافت عباسیان. قدرت سیاسی از قدرت مذهبی و دارالعماره از مسجد جدا می شود.
دوره چهارم: حکومت های قدرتمند محلی درون امپراتوری عباسیان. مساجد به محلی برای خودنمایی حکومت ها تبدیل می شوند. به قدرت رسیدن خاندان آل برهان در بخارا، آل میکائیل در نیشابور و شیخ مجدالدین شیرازی در شیراز نمونه هایی از این دست هستند. (سعیدی رضوانی، عباس ،1367)
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- ارگ یا دارالعماره
در آغاز تشکیل حکومت اسلامی، مسجد پایگاه اداری و حکومتی نیز محسوب می شد. پیامبر اکرم در مسجد به انجام امور می پرداخت. زمانی که این مرکز حکومت یا دارلعماره به حارج از مسجد انتقال یافت نیز در مرکز شهر و عموما در مجاورت مسجد قرار می گرفت. با رشد این فضا دارالعماره به مجموعه ای از ساختمان ها، تشکیلات و سازمان های حکومتی توسعه یافت که مقر حاکم نیز بود. در ایران دارالعماره به ارگ معروف شد. ارگ در ارتباط فضایی با بازار و مسجد جامع قرار داشت که بعدها به عنوان عنصر سیاسی از سایر عناصر جدا شده و با ایجاد حصار و بارو در اطراف آن به صورت کانونی اصلی در شهر تجلی یافت. (توسلی، محمود و بنیادی، ناصر،1386)

 
 
 
 
 
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- خانه ها
اولین و پایدارترین تاثیراتی که انسان از محیط کالبدی و فضای فرهنگی زندگی خود کسب می کند، در خانه و خانواده روی می دهد. خانه هر انسان مامن او و عهده دار تامین دو دسته نیاز اصلی است: امنیت جسمی و امنیت روحی.
خانه هایی که کالبد شهر اسلامی را شکل می دهند، از دو اقتضای اقلیمی و فرهنگی تاثیر می پذیرند. اصل اساسی در این میان عبارت از تعالی روحی انسان مسلمان و امنیت جسمی و روحی اوست.(ﻓﻴﺎض انوش1387،ص313)
خانه شخصی فضای داخلی بسته ای است که ضمن تامین آرامش و امنیت خانواده، اندرونی اعضای آن به شمار می آید. پنجره ها کمتر به خانه های مجاور و کوچه ها اشراف دارند در عین حال افراد داخل منزل می توانند فضای اطراف را نظاره کنند.
در شهرهای اسلامی کهن هیچ نشانه ای از خانه در نخستین دخله، میزان تمکن و دارایی ساکن آن را مشخص نمی کرد. آنچه محلات زیبا را از خانه ها ساده تفکیک می نمود، وجود مجموعه های ساده و متحدالشکل بود. (ﺑﻤﺎت، 1369، ص116)
تفکیک حریم های خانوادگی از فضاهای دیگر به صورت اندرونی و بیرونی در ساخت خانه ها و جداسازی فضاهای اختصاصی از فضاهای عمومی، یعنی گذرگاه ها از طریق دیوار بلند و نصب در ورودی برای کنترل رفت و آمد به فضاهای اختصاصی و حیاط ها از اصول کلی طراحی خانه ها در معماری و شهرسازی اسلامی است. (رﻫﻨﻤﺎﻳﻲ، 1384، ص 48)
واحدهای مسکونی اغلب دارای مدخل ورودی L شکل بوده تا از دید جلوگیری کنند. اسلام بر خصیصه پوشیدگی و حجاب در زندگی خانوادگی تاکید داشته و از این رو شهر شامل مجموعه ای از خانه هاست که فضای داخلی آنها از خارج قابل رویت نیاشد. (فیاض انوش، ابوالحسن و سنایی راد، عباسعلی، 1387)
                                              
 
 
 
 
 
 
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- بازار
بازار از عناصری است که در تمدن های مختلف نمود بارز داشته و در عین بر عهده داشتن نقش رونق اقتصادی، محل شکل گیری بسیاری از حرکت های فرهنگی و سیاسی نیز بوده است. بازار نیز چون مسجد از اشکال بسیار ساده آغاز کرده و در تحول خود به پیچیدگی فضایی و انتظام کامل دست یافته است. می توان از بازار به عنوان ستون فقرات شهر دوره اسلامی نام برد به گونه ای که با گذشت قرن ها همچنان ارزش و اعتبار خود را از دست نداده است.
بازار پدیده ای است شهری و در عین حال عاملی است برای پیدایش شهرنشینی و همواره به عنوان بافت تغذیه کننده اصلی شهر انجام وظیفه کرده و می کند. در بیشتر شهرهای اسلامی بازار به صورت هسته مرکزی بافت سنتی و قدیمی شهر بوده و به عنوان قلبی تپنده در پهنه شهری جای گرفته است. (ﺷﻔﻘﻲ،1387، ص222).
مساجد، بقاع متبرکه، قلاع و نقاط دفاعی شهر، کاخ ها و مهمتر از همه، دروازه های شهر همه متعلق به نقاط ارتباطی اصلی بازار است. به طور کلی در بخش بازار به جز مراکز فروش، مراکز دینی مانند مساجد، مدارس، کتابخانه ها، تکایا و سقاخانه ها و یا مراکز دیگری چون حمام و قهوه خانه و حتی بیمارستان تشکیل دهنده یک مجموعه اقتصادی است که از دین اسلام نشات گرفته و در زندگی شهری مردم گره خورده است.
معمولا بازار شهرهای اسلامی به وسیله معابر اصلی به دروازه های شهر وصل می شده است. در فاصله بین دروازه های قدیمی شهر و بازار، محلات شهر قرار داشته است. شهروندانی که مشاغل حساس حکومتی، اقتصادی و دینی داشتند بیشتر در نقاط نزدیک به بازار به صورت مجتمع زندگی می کردند. همچنین مطالعه مکان جغرافیایی بازار در شهرهای اسلامی- شرقی نشان دهنده آن است که بازار شهرهای این منطقه، دارای محور خاص جغرافیایی بوده به طوری که می توان محور اصلی ارتباطی آن با نقاط مهم شهری را به خوبی مشاهده کرد.

 
 
 
 
 
 
سبک معماری برخی از بازارها بی نظیر و در خور اهمیت است، به طوری که جزء شاهکارهای معماری به شمار می روند مانند بازار اصفهان، تبریز، استانبول و حلب. اهمیت کالبدی بازار به دلیل بناهای 1 یا 2 طبقه آنها است. از نظر جغرافیایی این بناهای کم ارتباع (بیشتر کاهگلی) دارای مکان های بی نظیری است که کاربری زمین را از نظر اصول شهرسازی روشن می سازد.
معیار خاصی درباره بزرگی بازارها وجود ندارد چراکه وسعت بازار عموما تابع اندازه شهر است. با این حال می وان اصول چندی را در خصوص اصول کالبدی بازارها یافت. مطالعات جغرافیایی درباره بازار نشان می دهد که طول محور اصلی بازارها به جز در ایران، 200 تا 500 متر بوده است مانند بازار استانبول، حلب، دمشق و فاس. اما در شهرهایی مانند اصفهان، تهران و تبریز وضعیت متفاوت بوده و طول بازار گاه به 2500 متر نیز می رشد. (شفقی، سیروس ،1380)
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- محله
محله عبارت است از بخش کوچکی از شهر یا آبادی که ساکنان آن در برخی اهداف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قومی، مذهبی و یا صاحبان حرف و پیشه و حتی مبدا شهری یا روستایی مشترک باشند. (ﺷﻔﻘﻲ، 1381ص379) بخش مسکونی شهر اسلامی را محله ها تشکیل می دهند که ساختار ویژه ای داشته و در حقیقت این مجموعه متجانس و همگن از محلات، شهر را شکل می دهند. عدم تفکیک طبقات اجتماعی از خصیصه های بارز شهر اسلامی است که فقیر و غنی در یک محله با یکدیگر زندگی می کنند. (ﺧﻴﺮآﺑﺎدی، 1376ص107)
فعالیت های محله به طور کلی در سه بخش اقتصادی، اجماعی و فرهنگی جای می گیرد. در بخش اقتصادی، فعالیت بازارچه و حجم معاملات نسبتا زیاد است. تولیدات مختلفی در محله صورت گرفته و مشتریانی را از خارج محله جذب می کند. در بخش اجتماعی، همیاری در مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی صورت می گیرد. مشارکت افراد محله از طریق شورا و پرداختن به مسایل آموزشی، مدرسه سازی، کنترل مسائل اجتماعی و تعاون بین هم محله ای ها انجام می پذیرد. در بخش فرهنگی وجود حسینیه، مساجد و هیات های مذهبی، کاروان های سیاحتی و زیارتی قابل توجه است. (ضرابی و علی نژاد طیبی، 1389 ص21)
هر محله دارای نظامی نیمه مستقل در اداره امور داخلی و تامین نیازهای خود بوده است. محله ها در معدودی از شهرها حتی دارای دروازه ای مخصوص بوده که شب هنگام و در مواقع ضروری بسته می شدند. محلات ضمن آنکه توسط یک راه اصلی خود را به بازار شهر یا امتداد راه اصلی منتهی به بازار وصل می کردند، خود را از فضای عمومی و پرتحرک دور نگه می داشتند. فضای داخلی هر محله جنبه ای نیمه عمومی داشت و به گونه ای نسبت به مراکز عمومی شهری قرار می گرفت که کمتر محل تردد افراد بیگانه باشد. به این ترتیب فضایی نسبتا آرام و نیمه خصوصی برای استفاده ساکنان خود فراهم می آورد.
فضای کالبدی کمتر محله ای از پیش طرح می شد بلکه روند عمومی شکل گیری محله های مسکونی، تابع رشد اقتصادی و جمعیتی بود که در طول زمان شکل نهایی خود را می یافت. سیمای داخلی محله، منظری هماهنگ و متناسب را عرضه کرده و کمتر خانه ای بود که در ارتفاع خود را از سایر خانه ها متمایز کند. البته فضای ورودی خانه ها تاحد زیادی از این امر مستثنی بود و کمابیش معرف موقعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنانش محسوب می گشت.
ارزش زمین در هر نقطه از شهر علاوه بر امتیازات و خصوصیات محیط طبیعی آن و نزدیکی به مراکز اقتصادی- اجتماعی و شاهراه حیاتی شهر یعنی بازار و مسجد جامع، به امینیت حاکم بر شهر نیز بستگی داشت. در دوره هایی که ناامنی بر منطقه ای چیره می شد، ارزش زمین هایی که در نقاط دور از دسترس و در انتهای کوچه هاب باریک و بن بست ها قرار داشتند بیشتر از زمین هایی می شد که دسترسی به آنها ساده بود.(عباس سعیدی رضوانی، 1366)

 
 
 
 
 
 
 
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- مدارس
علاوه بر وجود مسجد جامع و بازار که از خصایص مهم شهرهای اسلامی است، مدارس نیز از ویژگی های اصلی این گونه شهرهاست. در آغاز یکی از نقش های مسجد امر آموزش بود اما در قرن های دوم و سوم هجری شمار مکتب ها و معلمان رو به فزونی نهاد. جنبه مذهبی مدارس از عوامل مهم تعیین کننده موقعیت آنها در شهر بود. (ﻧﻈﺮﻳﺎن،1383 ص27) اغلب مدارس بزرگ اسلامی در امتداد یا جوار بدنه بازار و راسته های اصلی شهر احداث می شدند.
مدرسه از تحولات دیگر مساجد است اما باید گفت در گذشته مسجد ومدرسه گاه به جای هم مورد استفاده قرار می گرفتند. ایجاد مدارس از قرن چهارم به بعد در ایران اهمیت یافت و حتی موقوفاتی نیز به آنها اختصاص یافت. جنبه های مذهبی به عنوان خصوصیت برجسته آنها بدان ها موقعیتی با اهمیت می بخشد. مدارس علاوه بر کارکردهای مذهبی دارای کارکردهای سیاسی و اجتماعی بودند. (ابن بطوطه، 1928 میلادى، ج 1، ص‏136 و 142)

 
 
 
 
 
 
 
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- میدان
میدان عرصه نمایشی است برای زندگی یک شهر که از حرکت، کوشش و تلاش برای زندگی و سرزندگی شهروندان خبر می دهد.(اﺑﺮاﻫﻴﻤﻲ، 1388،ص108) میدان به عنوان یک فضای شهری با حضور و مکث معنی دار انسان و به منظور و مقصور معینی در ارتباط با حرکت جمعیت موجودیت می یابد و علاوه بر آن جلوه های روشنی از یک فضای ایجادکننده ارتباط، تماس و فعالیت آدمی را نمایان می سازد.
در شهرهای دوره اسلامی نقش و عملکرد میدان اهمیت بیشتری یافته و در کنار بازار قرار می گیرد. در قرون اولیه اسلامی، در میانه و پیرامون میدان بزرگ شهر فقط مسجد جامع و کاخ های حکومتی و ساختمان های نگاهبانی قرار داشت. در اواخر قرن سوم هجری میدان های بزرگی ساخته می شود که اطراف آن دیوارهای مختلف، کاخ حکومتی، مسجد اعظم (جامع) و بازارها برپا می شود. (ﺣﺒﻴﺒﻲ، 1383 ص64)
میدان نقش جهان در اصفهان از بهترین نمونه های میدان های شهری در نه تنها در جهان اسلام که در سراسر دنیا محسوب می شود. این میدان مستطیلی است به عرض 165 متر و طول 510 متر. بدنه میدان دو طبقه و به صورت دو ردیف طاق نماست که دور می گردد. در طبقه همکف بدنه میدان عمدتا یک ردیف دکان قرار دارد. برخی جهت گیری میدان را معلول محدودیت های نحوه قرارگیری ساختمان های موجود در زمان احداث آن دانسته و برخی نیز بر جهت عبور و مرور در شهر و راسته بازارها و گذرهای اطراف آن پیش از احداث میدان تاکید می کنند.
هرچند میدان نقش جهان به دلیل عملکرد ویژه اش بسیار وسیع و فاقد محصوریت است، اما به سبب وجود عناصر مختلف مذهبی، حکومتی و تجاری مانند مسجد شاه صفوی، مسجد شیخ لطف الله، عمارت عالی قاپو و سردر قیصریه اهمیت خاصی می یابد. بنای میدان به اوایل قرن 11 هجری قمری باز گشته اما ظاهرا عناصری مانند کوشک و باغی به نام نقش جهان که از نظر فضایی میدان را با ادوار قدیمی تر مربوط می کند، در محل احداث میدان وجود داشته است.
مدخل مسجد شاه صفوی و سر در بازار قیصریه بر محور طولی میدان انطباق دارند و عمارت عالی قاپو و مدخل مسجد شیخ لطف الله بر بدنه های شرقی و غربی رو به روی هم و نزدیک به محور واقع شده اند. کاخ عالی قاپو در 6 طبقه در ربع اول قرن 11 هجری ساخته شده است. ساختمان مسجد شیخ لطف الله در سال 1208 به پایان رسید که این محل عبادتگاه، جایگاه برگزاری نماز و محل تدریس شیح لطف الله روخانی بزرگ آن زمان بود.
عنصر دیگر، مسجد شاه صفوی است که در زمان شاه عباس در سال 1205 هجری اخداث گردید. ویژگی عمده فضایی مسجد، تقابل و تباین و تناسبات فضاها  گردش مجموعه فضاهای مدخل مسجد برای مطابقت فضاهای اصلی به سوی قبله است. بی شک غالب ترین عنصر در مجموعه میدان، همین مسجد است.
فضای میدان نقش جهان با چهار عنصری که به آنها اشاره شد (مسجد شاه صفوی، مسجد شیخ لطف الله، عمارت عالی قاپو و سردر قیصریه) واجد کلیه جنبه های حکومتی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و تجاری بوده و از
این فضاها به طور کامل استفاده می شده است. در فضای میدان مراسم گوناگونی از مسابقات تیراندازی گرفته تا نمایش های نظامی و جمع شدن کسبه و اجتماعات مردم مقابل کاخ عالی قاپو برای دیدن شاه یا محاکمات و مجازات برقرار بوده است. (پیرنیا، محمدکریم ،1387)
 
 
عناصر اصلی شهرهای اسلامی- شبکه ارتباطی
شبکه ارتباطی برحسب عوامل مختلف و نیازهای گوناگون شکل می پذیرند. در گذشته احداث شبکه معابر در شهرهای اسلامی از اصول کلی زیر پیروی می کرد:
-       راه های اصلی کاروان رو پس از ورود به شهر تقریبا به طور مستقیم به بازار ختم می شد.
-       استفاده از کوچه های پرپیچ و خم در سطح کوی ها و برزن ها به سبب ملاحظات دفاعی.
-       احداث راه های زیرزمینی یا مخفی برای گریز در مواقع بحرانی.
-       احداث برخی گذرگاه های مسقف در شهرهای مناطق گرمسیری یا پرباران.
-       بسنده کردن به کوچه های تنگ و باریک به عنوان شریان های گذرگاهی در سطح محله و پرهیز از احداث خیابان های وسیع به علت ملاحظات دفاعی. (رﻫﻨﻤﺎﻳﻲ، 1386ص42)
عرض راه های شبکه، ارتباط غیر مستقیم با مرتبه و میزان خلوت گزینی افراد داشته است. باریک ترین معابر یا بن بست ها منحصرا توسط ساکنان منازل واقع در آنها یا ملاقات کنندگان شان مورد استفاده قرار می گرفت. این گونه معابر دارایی و ملک مشترک ساکنان محلی به شمار می رفتند.کوچه ها گرچه به عنوان دارایی و ملک شخصی تلقی نمی شدند، اما دقیقا نیز ملک عمومی نبودند و تنها توسط ساکنان محلات مورد استفاده قرار می گرفتند.

 
 
 
 
 
کوچه های باریک به ویژه بن بست ها به وسیله ساکنان محله و برای کلیه فعالیت ها مورد استفاده بودند. این امر احساس حریم خصوصی را در ساکنان تقویت می نمود. بنابراین یک فرد غریبه به سرعت در این فضاها شناخته می شد. خیابان های اصلی یا گذرها از کوچه ها عریض تر بوده و موارد استفاده بیشتری داشتند. آنها مراکز محله ای را به یکدیگر وصل نموده و همچنین به بازار اتصال می یافتند.
 
ویژگیهای ساختاری شهرهای اسلامی و جایگاه بازار در آنها
شهر اسلامی بر اساس منشأ شکل گیری آنها به سه گونه تقسیم می شود. دو گونه اول زیستگاههای موجودی اند که یا مانند اربیل (اربلای باستانی)رشد ارگانیک داشته یا مانند دمشق دارای منشأ طراحی شده یونانی- رومی بوده اند.هر دو گونه با توسعه اسلام،تدریجاً در محدوده سرزمینهای اسلامی قرار گرفتند.سومین گونه شهرهای جدیدند که ارتشهای مسلمان در سرزمین های فتح شده بنیان گذاردند. تونس نمونه ای از این موارد است.»(موریس،1381،ص29)
خصوصیات مشترکی میان شهرهای اسلامی وجود دارد که شخصیّت ، هویّت و وحدت این شهرها را نشان می دهد. در این تحقیق ، بیشتر جنبه های صوری و مدنی مانند طرح شهر، سازماندهی فضا و عناصر اصلی آن مثل ارگ ، مسجد جامع ، بازار به عنوان مرکز اقتصادی ، هستة محلات مسکونی ، بخشبندی این محلات برحسب نژاد و مذهب و زبان و عوامل دیگر، کویهای بن بست ، خانه های درونگرا به صورت محوطة بسته و مشرف به حیاط میانی ، مطرح و حایز اهمیت بوده است ارگ و دیوار و بارو و پرستشگاه نیز وجه مشترک همة شهرهای قدیم است . امّا مجموعة بازار یا سوق ، که یکی از بزرگترین دستاوردهای تمدن دورة اسلامی است ، نه در مشرق زمین باستان نظیری داشته است ، نه در یونان و روم قدیم و نه در اروپای قرون وسطا .(ویرت ، 1982، ص 198) زمانی که اسلام بر بخش بزرگی از جهان حاکم شد، بازار نیز به صورت یکی از وجوه اشتراک شهرهای تحت قلمرو آن درآمد. بنابراین ، یکی از ویژگیهای اصلی شهر در دورة اسلامی در ساختارهای بازرگانی آن است که به صورت مجموعه ای یکدست و به هم پیوسته ، در فضایی فشرده ، درمیان شهر جای دارد و هنوز هم با وجود دگرگونیهای ظاهری ، آن ویژگی اصلی شهر اسلامی را تداعی می کند.
بعضی از شهرهای اسلامی مانند اسکندریه و استانبول و بصره در کنار دریا، بعضی دیگر مانند قیروان و مراکش در صحرا، برخی دیگر مانند بغداد و قاهره در کنار رودخانه های بزرگ و سرانجام بعضی نیز مانند ارزروم و شیراز در فلاتها پدید آمده اند. اما، با وجود این تفاوتها، در همة این شهرها بازارها مرکزیت دارند و داخل حصار شهر بنا شده اند. در بررسی جایگاه بازارها چهار وضع متفاوت تشخیص داده می شود: 1) بازار در محور میان دو دروازة شهر، مانند الجزیره ، قاهره ، قیروان ، مکناس ، و رباط ؛ 2) بازار در محور میان یک دروازه و مسجد جامع شهر یا قصر حاکم ، مانند فاس قدیم ، مدینه ، تازه در مراکش ، تهران ، و تونس ؛ 3) بازار در راه میان دو مسجد بزرگ و ارگ مانند اصفهان ، استانبول ، و مکه ؛ 4) بازار میان مسجد جامع و ارگ یا میان ارگ و یکی دیگر از استحکامات شهری ، یا میان یک بندر و مرکز شهر، مانند حلب ، بغداد، دمشق ، کویت ، مهدیه و تطوان. (شرابی ، ص 52)در کشورهای ترکیه ، سوریه ، لبنان ، لیبی ، و تونس برای سقف بازارها از طرح گهواره ای و نیز از طاق و تویزه و برای مصالح بنّایی از سنگ و آجر استفاده می شده است. امّا در بازارهای مصر ظاهراً هیچگاه طاق گنبدی یا سقف طویل ، به سبک بازارهای ایرانی و ترکی و عربی ، وجود نداشته است و در متون تاریخی و معماری هم اشاره ای به ساخت آن نشده است
سرپوشیده بودن بخشهایی از بازار مانند شارع الخیّامیه  یا حارة الجمالون  در قاهره یادآور سقفهای چوبی سنتی غوریه یا خان الخلیلی است که دیوید رابرتس در 1254 از آنها طرحی قلمی کشیده است بازارهای مراکش نیز غالباً پوشیده از تیر چوبی و حصیر است . با این روش کم خرج ، دالانهای عریض شش متری و حتی هفت متری را در فاس نو  پوشانده اند. در بنغازی و قاهره نیز این روش معمول است . قدیمترین نمونة سقف تیرآهنی متعلّق به سوق الحمیدیه در دمشق است که به سال 1296 بنا شده و پانصد متر طول و هشت متر عرض دارد و از تیرآهنهای قوسی شکلی درست شده که در دو طرف به هم متصل و با ورقة آهن پوشیده شده اند. از این پس سقف بسیاری از بازارها مانند بورسه ، تهران ، حلب ، بغداد، و جدّه با تیرآهن و ورقة آهن سفید پوشیده شده است . بخشی از تهویه و نوررسانی بازارهای سرپوشیده از طریق روزنه های تعبیه شده در وسط گنبدها، یا دریچه ها و شبکه های احداث شده در پایة گنبدها یا پنجره های دیواره های جانبی تأمین می شود.(همان منبع)
 
توسعه شهری و دوگانگی ایجاد شده در ساختار شهرهای اسلامی
از قرن 19 و نیمه اول قرن 20، استعمار اروپا یک دوگانگی به شهرهای اسلامی تحمیل کرد. این دوگانگی با افزودن شهر اروپایی به شهرهای قدیمی و اسلامی به وجود آمد: تونس، الجزایر، فاس رباط، نمونه ای بر این گفته است. شهر اروپایی غالباً در بیرون از دیوارهای شهر قدیمی ساخته می شد. از طریق این شهر اروپایی شهروندان مسلمان با شیوه زندگی اروپاییان آشنا می گشتند. عده ای از اعراب با پذیرش شیوه زندگی اروپاییان نه تنها ساخت فیزیکی شهرها بلکه با فت فرهنگ شهری را نیز به دوگانگی کشاندند. بعد از ورود استعمار، در کوتاه مدت، اهمیت اجتماعی- اقتصادی شهر قدیم به سرعت کاهش می سافت و نقش دولتی و سیاسی شهر در بخش اروپایی نشین جا می گرفت. بخش دولتی به موازات ایجاد مرکز جدید تجاری در شهر اروپایی یعنی در بخش جدید شهر، به وجود می آمد. مرکز جدید تجاری با بازار قدیم شهر به رقابت نمی پرداخت زیرا مرکز جدید، مشتریان ویژه خود را داشت. اما کانون جاذبه شهر جابجا می گشت و این کانون به مرکز جدید تجاری انتقال می یافت. به محض توسعه بخش اروپایی نشین یا شهر اروپایی، خانواده های ثروتمند، شهر قدیم را ترک می گفتند تا در بخش اروپایی نشین به امکانات و تجهیزات تازه ای دست یابند. در اغلب شهرهای اسلامی تقریباً 40 سال بعد از تسلط استعمار، همه خانواده های ثروتمند جامعه شهری، حتی بخش بزرگی از طبقه دوم، شهر قدیم را ترک کردند. به جای این عده، مهاجرین روستایی و یا مهاجرین شهرهای کوچک وارد بخش قدیم شهر شدند. با شدت یابی مهجرتهای روستایی در هر یک از واحدهای مسکونی چندین خانواده زندگی می کردند. بعد از جنگ دوم جهانی شهرهای استعمار زده اسلامی به تراکم و اضافه جمعیت گرفتار آمد.( شکویی، 1391، ص185)
در پنجاه سال گذشته ،با توسعه علم و تکنولوژی،دگرگونی در اقتصاد،نگرشهای سیاسی و پویایی فرهنگها در برنامه ریزی شهری کشورهای اسلامی موثر بوده است و در بیشتر موارد،برنامه ریزی و نوسازی شهرها تحت تاثیر فرهنگ غربی،ساخت و بافت تازه ای به شهرهای اسلامی بخشیده که تا نیم قرن پیش سابقه نداشته است(شکویی،1390،ص193).
پس از ورود مدرنیسم،شهرهای جهان اسلام همانند سایر کشورهای در حال توسعه با رشد شهرهای انگلی و ماکروسفالی و سپس نارسایی در ارائه خدمات شهری،اقتصاد دوگانه و به هدر رفتن منابع ملی و سرمایه و فشار بر محیط زیست ناشی از تمرکز مواجه شده اند.(قالیباف و پورموسوی،1386،ص211) در زمینه تغییرات ساختار و شکل شهرها،مطالب گوناگونی در ارتباط با فرسایش تدریجی نهادهای سنتی و احداث خیابان ها و بلوارها و میادین و انتقال بخش عمده ای از فعالیت های بازار سنتی به خیابانها یا فعالیت های مدرسه- مسجدهای قدیمی به سایر نهادهای آموزشی،ایجاد عمارتها و ساختمانهای جدید دولتی در مقابل دیوارهای کهن، از بین رفتن نقش و کارکرد محله های قدیمی و بالاخره ایجاد نهادهای مشابه شهرهای غربی به تفصیل نوشته شده است.(امیر احمدی و رضوی،1379،ص99- 98)
در سالهای اخیر انتقادات و نظریات مختلفی در واکنش به نابسامانی ها و مضلات شهرسازی جدید در شهرهای اسلامی صورت پذیرفته است.تئوری جدید اسلامی اربانیسم که به مدل ابراهیم معروف است از جمله نگرش هایی است که تمام نظریه های شهرسازی جدید را از قبیل فرهنگ گرایی،مدرنیسم،جنبش باغشهر ها مورد نقد قرار می دهد و معتقد است که هیچکدام از این نظریه ها به نقش مذهب در شهرسازی نپذیرفته اند. این تئوری جدید بر اساس آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص)پایه گذاری شده است. از دیدگاه مدل ابراهیم،آیات قرآن قواعد کلی تئوری را شکل می دهند و احادیث پیامبر(ص)اصول اساسی یعنی ارزش های فرهنگی و اجتماعی شهر مسلمانان را تعیین می کند. این قواعد کلی به هرحال می باید در فرم مادی پیاده گردد.از این رو، مدل ابراهیم، با توجه به احادیث از روابط همسایگی نمونه نام می برد؛چرا که این روابط به تعیین اندازه ایده آل بنیاد شهر و مسافت و تراکم مناسب آن می پردازد.به نظر او،یک جماعت 160 خانواری(1600نفری)می تواند به طور هماهنگ موجب تحکیم روابط همسایگی و همبستگی گردد.(ربانی،1385،ص121) این واحد مسکونی در جایی قرار دارد که مسجد در مرکز آن است و در اطراف آن یک محور خطی حمل و نقل سازمان دهی می شود و قصبه مکان شکل گیری واحدهای اجتماعی فرهنگی و اداری است.هر قصبه به چند واحد مسکونی جهت یافته و هر یک دارای یک حرا به صورت بن بست می باشد... (همان منبع،ص121)
می توان گفت اگر چه مدل ابراهیم شباهت زیادی به لحاظ بعضی اصول کالبدی،ساختاری و جمعیتی با نظریه های مدرنیستی افرادی چون فوریه و لوکوربوزیه دارد.اما تاکید مجدد وی بر نقش عامل مذهب (که در شهرهای قدیمی بیشتر از امروز بدان توجه می شد) توانست موجب تقویت این اندیشه شود که تنها رویکرد برونرفت از وضعیت نابسامان شهرهای اسلامی بازگشت به شهر اصیل اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت و تلفیق آن با شرایط و الزامات زندگی امروزی میباشد.
 
بازیابی هویت شهرسازی و معماری اسلامی-ایرانی و ضوابط و شاخص‌های آن
در راستای وظایف محوله براساس سند چشم‌انداز توسعه 20 ساله، سیاست‌های كلی نظام در بخش شهرسازی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام، ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و ماده 169 قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشور (موضوع تدوین و ترویج الگوهای شهرسازی و معماری اسلامی- ایرانی) و به منظور هماهنگی مطالعات برنامه‌ریزی و طراحی بناها، فضاهای شهری و طرح‌های توسعه شهری با ویژگی‌های شهرسازی و معماری اسلامی- ایرانی، شورای‌عالی شهرسازی و معماری ایران در جلسه مورخ 14/12/1391 شاخص‌های لازم‌الرعایه جهت نیل به شهرسازی و معماری اسلامی- ایرانی را به شرح زیر تصویب كرد :
·        دامنه كاربرد
مفاد اين مصوبه از تاريخ ابلاغي براي كليه طراحان، دستگاه‌ها، سازمان‌ها و نهادهاي تهيه، بررسي، تصويب، نظارت و اجراي طرح‌هاي معماري بناها و فضاهاي شهري، طرح‌هاي شهرسازي و توسعه شهري، شهرداري‌ها، سازمان‌هاي نظام مهندسي ساختمان و ساير نهادهاي ذي‌ربط لازم‌الاجرا خواهد بود.
·        حوزه شمول :
توسعه آتي شهرها و روستاها، احداث و توسعه شهرهاي جديد، شهرك‌هاي مسكوني در دست احداث، طرح‌هاي آماده‌سازي و كليه بناهايي كه از اين پس ساخته مي‌شوند، از زمان ابلاغ مشمول اين مصوبه خواهند بود. رعايت مفاد اين مصوبه براي بافت‌ها و بناهاي موجود نيز به هنگام حفاظت، مرمت، احيا، بهسازي، نوسازي و بازسازي الزامي است.
·        اهداف :
هدف از اجراي اين مصوبه عبارت است از:
‌أ.        بازشناسي، احصا و احياي مولفه‌هاي شهرسازي و معماري اسلامي- ايراني؛
‌ب.   جريان‌سازي در احياي شهرسازي و معماري اسلامي- ايراني مبتني بر روح حاكم بر شهرسازي و معماري ارزشمند تاريخي ايران در دوره معاصر؛
‌ج.     انتظام‌بخشي به مجموعه اقدامات در حال انجام جهت ساماندهي به وضعيت موجود شهرها و روستاها؛
‌د.       استفاده بهينه از منابع و تامين رفاه عمومي (متناسب با آموزه‌هاي دين مبين اسلام)؛
‌ه.       ساماندهي به سيما و منظر شهرها و روستاها.
 
 
 
·        ضوابط و شاخص‌ها:
1- ضوابط و شاخص‌هاي كلي که در فرآيند تهيه و اجراي طرح‌هاي معماري بناها و فضاهاي شهري، طرح‌هاي شهرسازي و توسعه شهري و روستايي موارد زير الزامي است :
-       هماهنگی با بستر طبیعی، فرهنگی و تاریخی و توجه به مزیت‌های خاص شهر و روستا
-       رعایت اصل محرمیت در مراتب گوناگون، متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و طبیعی شهر و روستا و نوع كاربری
-       رعایت اصل نظم و نظام با توجه به بستر طبیعی، فرهنگی و تاریخی شهر
-       فراهم نمودن زمینه‌های مناسب جهت بهبود ساختار اجتماعی شهر و روستا و ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی
-       فراهم كردن زمینه‌های مناسب جهت تغییر نگرش سودآوری اقتصادی به شهر و معماری، به خصوص در شهرها و بافت‌های تاریخی
-       حفاظت و صیانت از بناها و بافت‌های فرهنگی و تاریخ و مكاشفه ارزش‌های پنهان آنها
-       شناسایی و برنامه‌ریزی برای حذف عوامل مخل تحقق معماری و شهرسازی ارزشمند اسلامی - ایرانی
-       در برنامه‌ریزی، طراحی و نظارت بر اجرای طرح‌های توسعه شهری و روستایی از تخریب جنگل‌ها، باغات، منظر شهری و همچنین كاهش سرانه فضای سبز جلوگیری و ملاحظات محیط زیستی مورد توجه جدی قرار گیرد.
2- ضوابط و شاخص‌ها در حوزه شهرسازی :
-       در تهیه طرح‌های توسعه شهری، طرح‌های مربوط به ایجاد محلات مسكونی جدید و در ساماندهی بافت‌های موجود، ایجاد مراكزی در سطوح محله، كلان محله (ناحیه شهری) و شهر با كاربری‌های مختلط و متنوع، متناسب با مقیاس كاركردی مكان، ضروری است.
-       در مكان‌یابی كاربری‌های شهری، تناسب مقیاس كاركردی كاربری‌ها (با عنایت به محوریت مساجد، حسینیه‌ها و سایر اماكن مذهبی و همچنین مسیرهای آیینی) با مقیاس و ظرفیت مكان الزامی است. (كاربری‌های شهری بر اساس مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در خصوص «تدقیق تعاریف و مفاهیم كاربری‌های شهری و تعیین سرانه آنها» تعریف می‌شوند).
-       در تعیین نظام ارتفاعی بناها و تعداد طبقات ساختمان‌ها تبعیت از ویژگی‌های طبیعی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی شهر الزامی است. (تبصره: توصیه می‌شود از احداث آپارتمان‌های بلندمرتبه و برج‌های مسكونی در شهرهای فرهنگی و تاریخی با اندازه میانی و كوچك خودداری شود.)
-       ضمن تاكید بر محوریت مساجد در طراحی محلات شهر (با عنایت به مصوبه مورخ 7/5/87 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران درخصوص «مكان‌یابی مساجد در طرح‌‌های توسعه شهری و روستایی‌)ضروری است مساجد، شاخص‌ترین بناهای شهری منظور شوند.
-       ارائه راهكارهای توسعه و ارتقای كیفی فضاهای شهری به منظور افزایش تعاملات اجتماعی و تنظیم جریان حیات مدنی در طرح‌های توسعه شهری الزامی است.
-       در طراحی مجموعه‌های مسكونی ایجاد فضاهای همسایگی و فراهم نمودن زمینه كالبدی برقراری تعاملات اجتماعی الزامی است.
-       تهیه طرح‌های بهسازی و نوسازی بافت‌های قدیمی شهری باید هماهنگ با ویژگی‌های جمعیتی، اجتماعی و فرهنگی بافت و توجه ویژه به حفظ ارزش‌های اجتماعی و ادراكی موجود در این بافت‌ها صورت پذیرد.
-       در تهیه طرح‌های مجموعه‌های معماری و طراحی شهری، تقویت و ایجاد نشانه‌های شهری و افزایش خوانایی محیط متناسب با هویت فرهنگی، تاریخی، با عنایت ویژه به بناهای مذهبی نظیر مساجد، امامزاده‌ها، حسینیه‌ها، محورها و مسیرهای آیینی و... همچنین هویت طبیعی شهر و محلات شهری ضروری است.
3- ضوابط و شاخص‌ها در حوزه معماری :
-       در طراحی بناها در بخش‌های توسعه جدید شهری و روستایی تبعیت از گونه‌شناسی، ریخت‌شناسی و دانه‌بندی موجود در شهرسازی و معماری دوره فرهنگی و تاریخی (با عنایت به قدیمی‌ترین عكس هوایی موجود شهر و روستا) الزامی است.
-       در تعیین جهت‌گیری بناها، توجه به عوامل اقلیمی و سنت شهرسازی محل الزامی است.
-       در فرآیند تهیه طرح‌های توسعه شهری و روستایی ارائه راهكارهایی در جهت بهره‌برداری و استفاده بهینه از نعمات و مواهب الهی (بهره‌گیری از تابش آفتاب، جریان باد، جلوگیری از ایجاد آلودگی در منابع طبیعی، ارتباط با مظاهر طبیعت از جمله آسمان، گیاهان و...) و طراحی در جهت تحقیق موارد مذكور الزامی است.
-       انطباق احجام مصنوع (بناهای معماری، مبلمان شهری و...) با ویژگی‌های طبیعی بستر طرح الزامی است.
-       در طراحی بناها، فضاهای شهری، بوستان‌ها و... استفاده از گونه‌های گیاهی بومی متناسب با هویت طبیعی شهر ضروری است.
-       در طراحی فضاهای شهری، بوستان‌ها و...، توجه به تامین امنیت از طریق ایجاد فضاهای امن و قابل دفاع ضروری است.
-       رعایت اصل محرمیت، حقوق همسایگی و عدم اشراف در طراحی معماری و تدوین ضوابط ساختمانی طرح‌های توسعه شهری الزامی است.
-       اتخاذ تدابیر مناسب در جهت ایجاد محرمیت در فضای ورود به خانه الزامی است.
-       در طراحی واحدهای مسكونی، تامین نور و تهویه و دید، حتی‌الامكان از فضاهای محصور (باز و نیمه باز) متعلق به خانه صورت پذیرد.
-       توصیه می‌شود در طراحی و احداث واحدهای مسکونی از ایجاد آشپزخانه باز (open) اجتناب شود.
-       در طراحی معماری بناها و فضاهای شهری معاصر، ارتقای کیفی محیط از طریق استفاده متناسب از سه گونه فضای باز، نیمه‌باز، بسته و رعایت سلسله مراتب آن ضروری است.
-       در طراحی واحدهای مسکونی ایجاد فضایی مرکزی که به لحاظ جایگاه کارکردی، نوع روابط با سایر فضاها، نوع رابطه آن با طبیعت، کیفیت فضایی و... اهمیتی افزون بر سایر فضاها دارد، (فضایی که کانون فعال و زنده خانه است) الزامی است.
-       در طراحی فضاهای اصلی خانه بهره‌مندی از نور مجزا و مستقیم طبیعی الزامی است.
-       بهره‌گیری از نمادها و نشانه‌های معماری دوره تاریخی و فرهنگی در معماری معاصر با رعایت اصل صداقت در معماری توصیه می‌شود.
-       به کارگیری نماهای کاذب و پوسته‌ای، جدا از معماری بناها ممنوع است.
-       استفاده از مصالح بومی در ساخت‌وسازها الزامی است. وزارت راه و شهرسازی موظف است از طریق انجام مطالعات و تحقیقات موردنیاز نسبت به ارائه روش‌های افزایش مقاومت و ایجاد تنوع در مصالح بومی اقدام كند.
-       بهره‌گیری از فناوری‌های نوین صرفا در جهت استاندارد كردن، افزایش کیفیت و تنوع مصالح بومی قابل توصیه است. به کارگیری فناوری‌های نوین نباید مانع از هماهنگی طرح معماری بناها با زمینه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی شود.
-       حفظ سنت احداث، مدیریت و نگهداری باغ‌های شهری (به جای پارک‌های شهری) الزامی است.
-       حفظ و اشاعه هنرهای سنتی مرتبط با شهرسازی و معماری (نظیر گره چینی، آجرکاری و... همراه با ایجاد زمینه‌هایی برای کاربرد آنها) قابل توصیه است.
-       در تدوین ضوابط و مقررات ساختمانی برای بخش‌های موجود شهر (اعم از بخش‌های تاریخی و معاصر) پیش‌بینی اقدامات حفظ، مرمت، احیا، بهسازی، نوسازی و بازسازی الزامی است.
-       در برنامه‌ریزی، مطالعه و طراحی بناهای شهری توجه به استفاده از انرژی‌های پاک و نیز فناوری‌های جدید به منظور کاهش مصرف انرژی و حفاظت از محیط زیست مورد توجه جدی قرار گیرد.(مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری مورخه 14/12/91)
 
نتيجه گيري
پيشرفتهای معاصر اروپاییان و جهش هاي قابل توجه آنان در عرصه علمی جديد و كاربردي كردن علوم و درنتيجه رونق اقتصادي آنها از يك سو، و عقب ماندگی علمی، اقتصادی و اجتماعی بسیاری از كشورهای اسلامی بویژه کشور ما در سال هاي حاكميت رژيم هاي سلطه گر و مستبد از سوي ديگر، منجر به برقراري رابطه هاي نامتعادل سياسي، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما با آنها شد. رابطه هاي يك طرفه وارد كننده – مصرف كننده در همه زمينه ها از جمله در عرصه معماري و شهر سازي معمول گشت. شيوه هاي سنتي ساخت و سازهاي فضايي دچار توقف و ركود شد و تحرك لازم براي هماهنگي با تغيير و تحول در نظام توليد، دگرگوني شيوه هاي زندگي، تحولات فضايي، و... توانايي پاسخگويي به زندگي تازه را از دست داد. نظام توليد جهاني و شيوه هاي وابسته به آن در امر ساختمان بر شيوه هاي توليد بومي برتري يافت. نظام توليدي و شيوه هاي زندگي وارداتي و سبك هاي معماري وابسته به آن دوران – كه به دوران مدرن مشهور است – تا دهه اول نيمه دوم قرن بيستم، ملاحظات بوم زيستي را مورد توجه قرار نمي داد. علاوه بر اين سبك مدرن، هيچ گونه پيشينه اي در شرايط بومي و اقليمي سرزمين هاي مورد بحث نداشت. به اين ترتيب نظام بومي و فرهنگي معماري و شهرسازي ما با سنت هاي اصيل خود قطع رابطه كرد و از انكشاف و تطور طبيعي تاريخي خود محروم گرديد.
براي برون رفت از تشتت ها و تفرق هايي كه امروزه مبتلابه شهرهاي ما شده اند تحقيق ژرف در آثار گذشته به منظور يافتن چارچوب كالبدي مناسب براي ساخت و سازها، ضروري و باارزش است؛ اما به شرطي كه با ديدي نقادانه و به دور از عتيقه پرستي و افسون گرايي باشد. بي شك تمدني كه براي همه عرصه هاي تعالي انسان مسلمان، رهيافت هاي كارآمدي دارد براي محوري ترين عرصه هاي زيست مادي و معنوي انسان، نمي تواند گفتني هاي درخور توجهي نداشته باشد. گفتمان مباني شهرسازي در فرهنگ و تمدن اسلامي افزون بر وجوه فني و هنري ارزشمندي كه برآن مترتب است گفتماني استعلايي نيز هست و بسياري از عرصه هاي مكتوم علمي و تمدني را تنوير و تبيين خواهد كرد.بافت‌هاي كهن دربردارندة ويژگي‌هايي همچون محرميت، امنيت، مقياس انساني، هماهنگي در طراحي، استفاده از مصالح بومي و تنوع ارگانيك‌اند و مرمت، احيا و نگهداري آنها نه تنها موجب طراوت و شادابي دروني شهرها مي‌شود بلكه ميراث و هويت فرهنگي جامعه را نيز حفظ مي‌كند.
نظام كالبدي و فيزيكي، پوسته بيروني و ظاهر آشكار يك شهر است؛ باطن شهر، ماهيت اعتقادي و فرهنگي آن است. در عين حال تاثير فراوان نظام كالبدي در جهت بخشي به فرهنگ و ماهيت اعتقادي آن قابل انكار نيست. آرمان هاي اساسي شهر اسلامي در لايه هاي باطني شهر و ضابطه هاي حاكم بر رابطه هاي شهروندي نهفته است و البته كالبد آن نيز در اين بستر و ازجهت هماهنگي و رابطه متقابلي كه با درون آن برقرار مي كند.
شهري كه مطلوب فرهنگ اسلامي است بي هيچ ترديد، آن شهري است كه ساكنان آن را به آسمان مشترك اعتقادات ديني هرچه بيشتر متوجه سازد و همچون حقيقت همه اديان كه بر كرامت و عزت نفس انسان تاكيد دارند موجبات مكرمت نوع انساني را فراهم آورد. شهري كه نظام شهرسازي آن برتراويده از نظام اعتقادي ديني است و بسترهاي مناسبي را براي تامل انسان ها در خود و تدبر ايشان در صنع حضرت باريتعالي رقم مي زند.
باید توجه داشت هر شهر بنا شده توسط مسلمانان را نباید شهر اسلامی نامید. چرا که در این صورت اولا پذیرفته می شود که الگویی کالبدی و زمینی و در عین حال واحد برای شهر اسلامی وجود دارد و ثانیا از آنجا که کالبد کهن مناسب نیازهای امروزی نیست به ناچار این موضوع القا می شود که شهر اسلامی متعلق به گذشته بوده و در عصر حاضر امکان حیات و تجلی ندارد.
شهر و به طور خاص شهر اسلامی مجموعه ای پویاست که همواره در حال تحول بوده و خود را با نیازهای زمان و مکان ساکنان خود و البته با استناد به مفاهیم، اصول و ارزش های اسلامی وفق خواهد داد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
منابع و ماخذ:
 
-       ابراهیمی، محمد حسن (1388 )، میدان؛ فضای تعریف نشده شهرهای ایرانی، نشریه هویت شهر، سال سوم،شماره4
-       ابن بطوطه، محمد بن عبد الله، رحلة ابن بطوطة (١٣٧۶ )،مترجم : محمد علی موحد ابطحی، انتشارات آگه، جلد اول
-       اشرف، احمد (1354)، ویژگی های تاریخی شهرنشینی در ایران دوره اسلامی، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 4
-       امیر احمدی، و رضوی،م.ر (1379)، توسعه شهری در رویایی با نوگرایی و الزامات برنامه ریزی،ترجمه سید محمود نجاتی حسینی،فصلنامه مدیریت شهری،شماره2،تهران،وزارت کشور
-       ﺑﻤﺎت، ﻧﺠﻢ اﻟﺪﻳﻦ(1369)، ﺷﻬﺮ اﺳﻼﻣﻲ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺣﺴﻴﻦ ﺣﻠﻴﻤﻲ 9 ﻣﻨﻴﮋه اﺳﻼﻣﺒﻮﻟﻲ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اﺳﻼﻣﻲ
-       پیرنیا، محمدکریم (1371)، معماری اسلامی ایران، فصلنامه اثر، شماره 17
-       پیرنیا، محمدکریم (1374)، معماری اسلامی ایران، دانشگاه علم و صنعت ایران
-       پیرنیا، محمدکریم (1387)، سبک شناسی معماری ایرانی، تدوین غلامحسین معماریان، نشر سروش دانش
-       توسلی، محمود و بنیادی، ناصر (1386)، طراحی فضای شهری، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
-       جان شاردن (1336)، سیاحتنامه شاردن ، ترجمة محمد عباسی ، تهران
-       جلیط، هشام (1372)، پیدایش شهر اسلامی، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، انتشارات آستان قدس رضوی
-       حبیبی، سید محسن (1383)، از شار تا شهر، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ پنجم
-       حبیبی، محسن (1377)، مکتب اصفهان در شهرسازی، نشریه هنرهای زیبا، شماره 3
-       خاکساری، علی (1388)، محله های شهری در ایران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
-       ﺧﻴﺮآﺑﺎدی ، ﻣﺴﻌﻮد (1376)، ﺷﻬﺮﻫﺎی ایران ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺣﺴﻴﻦ ﺣﺎﺗﻤﻲ ﻧﮋادو ﻋﺰت اﷲ، ﻧﺸﺮ ﻧﻴﻜﺎ
-       ربانی،رسول (1385)،جامعه شناسی شهری،انتشارات دانشگاه اصفهان و انتشارات سمت
-       روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 2896، پنجشنبه 29 فروردین 1392
-       رهنمایی، تقی و شاه حسینی، پروانه (1386)، فرآیند برنامه ریزی شهری ایران, انتشارات سمت
-       ریمون، آندره (1370)، شهرهای بزرگ عربی اسلامی، ترجمه حسین سلطان زاده، آگاه
-       سعیدی رضوانی، عباس (1367)، بینش اسلامی و جغرافیای شهری، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، شماره 8
-       سلطان زاده، حسین (1362)، روند شکل گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، آگاه
-       سلطان زاده، حسین (1390)، تاریخ مختصر شهر و شهرنشینی در ایران، انتشارات چهارطاق
-       شفقی، سیروس (1380)، تقش بازار در ساختار فضایی شهرهای اسلامی، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، سال چهاردهم، شماره پیاپی 52 و 53
-       شفقی، سیروس (1387)، پیش درآمدی بر شهر اسلامی و افتراق آن با شهر غربی، مجموعه مقالات نخستین همایش آرمان شهر اسلامی، انتشارات دانشگاه اصفهان، چاپ اول
-       شکویی، حسین (1354)، جغرافیای شهری، کتاب فروشی تهران
-       شکویی، حسین (1391)، جغرافیای اجتماعی شهرها، اکولوژی اجتماعی شهر، انتشارات جهاد دانشگاهی تهران، چاپ ششم
-       شکویی،حسین (1390)، دیدگاههای نو در جغرافیای شهری،انتشارات سمت،تهران، چاپ چهاردهم
-       ضرابی، اصغر و علی نژاد طیبی، کاووس (1389)، تحلیلی بر عناصر و کاربری های شهری در شهرهای اسلامی، کتاب ماه هنر، شماره 143
-       فیاض انوش، ابوالحسن و سنایی راد، عباسعلی (1387)، شاخصه های کالبد و فرهنگ خانه در منابع اسلامی، مجموعه مقالات نخستین همایش آرمان شهر اسلامی، انتشارات دانشگاه اصفهان
-       قالیباف،محمد باقر و سید موسی پور موسوی (1386)، شهرهای جهان اسلام و رویارویی با نوگرایی(مدرنیسم)،مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی،شماره نهم و دهم
-       کیانی، محمدیوسف (1387)، معماری ایران در دوره اسلامی، سمت
-       میرمحمدی، حمیدرضا (1375)، سیما و بافت شهرهای اسلامی، مشکوه، شماره 53
-       نقی زاده، محمد (1383)، بارزه های شهر و معماری اسلامی، نامه فرهنگستان علوم، شماره 26 و 27
-       نقی زاده، محمد، زمانی، بهادر و کرمی، اسلام (1389)، ملاحظات فرهنگی در شکل دهی به نماهای شهری با تکیه بر ساختار نماهای شهری ایرانی در دوره اسلامی، نشریه هویت شهر، سال پنجم،شماره 7
 
 
                                                                                                                                     
*   نویسنده مسئول : 09144441648                                Email:mostafa_mirabadi2002@yahoo.com                                    
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 22:0  توسط ادریس پروزن  | 

مقاله اولین همایش نقش جغرافیا در برنامه ریزی محیطی

 

بررسی وضعیت کمی و کیفی روند توسعه مسکن در شهر مهاباد و مقایسه با مناطق شهری کشور و استان

 

1- ادریس پروزن : کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری و مدرس دانشگاه پیام نور

2- مصطفی میرآبادی : کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری

 

1-    محل کار: مدیر عامل تعاونی مسکن مهر محلی شماره 10 مهاباد              email: porvazn@yahoo.com 

2-محل کار: شرکت مهندسین مشاور آمایشگران غرب                                

 email: mostafa_mirabadi2002@yahoo.com

 

 

 

 

چکیده :

مسكن يكي از نيازهاي اساسي انسان است و دستيابي به آن يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي محسوب ميشود، امروزه تبدیل مسكن به يك كالاي سرمايه اي، و بالا رفتن قيمت آن، باعث عدم تعادل در برخورداري گروه هاي درآمدي جامعه از آن شده است. تحقیق حاضر به شناخت و ضعیت شاخص های مسکن در شهر مهاباد و توسعه آن در طول دهه های اخیر می پردازد و در این مقاله سعی می شود که از آمارها و اطلاعات ارگان های زیربط نظیر مرکز آمار ایران، وزارت مسکن و بانک مرکزی جمهوری اسلامی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان استفاده و سیر تحولات مسکن در مهاباد در طول دهه های اخیر و آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 مورد ارزیابی قرار گیرد و مقایسه اجمالی شاخص های مسکن در شهر مهاباد با شاخص های مسکن در مناطق شهری استان آذربایجان غربی و کشور صورت می گیرد تا تصویر روشنی را از وضعیت مسکن در شهر مهاباد ارائه کند که نتایج، حاکی از بهبود استانداردهای مسکن در طول زمان بوده است با این حال در مقایسه با سایر شهرهای کشور و استان، معلوم می شود که شهر مهاباد درجات پاینتری از شاخص های کمی و کیفی مسکن را داراست و در پایان این پژوهش سعی می شود که راهکارهای مناسبی درجهت بهبود وضعیت مسکن مربوط به سطوح خرد و کلان ارائه گردد.

واژگان کلیدی : مسکن – شاخص های کمی- شاخص های کیفی- مهاباد - کشور – استان

مقدمه

مسكن يكي از نيازهاي اساسي انسان است و دستيابي به آن يكي از شاخصهاي توسعه يافتگي محسوب ميشود ، امروزه تبديل مسكن به يك كالاي سرمايه اي، و بالا رفتن قيمت آن، باعث عدم تعادل در برخورداري گروه هاي درآمدي جامعه از آن شده است.

مسئله مسكن در اواسط قرن نوزدهم كشف شد اما به طور دقيق تعريف نشد، از زماني كه كمبود مسكن براي كارگران كم درآمد محسوس بود وكيفيت تسهيلات زير استاندارد قرار داشت. (مامفورد؛ 1385، 246 )

افزایش سریع و گسترده جمعیت شهرهای جهان سوم در طی سه دهه گذشته موجب بروز عوارض متعدد شهری شده است که از آن میان پدیده بد مسکنی و سکونتگاههای بی ضابطه است که اقشار فقیر جامعه را در خود جای داده اند و برابر اطلاعات موجود بین نصف تا سه چهارم جمعیت شهرهای جهان سوم را در خود جای داده اند.( Hardoy and satterthwaite: 1995)

در ايران افزايش سريع جمعيت شهرها كه پس از اصلاحات ارضي در سال 1341 شتاب بيشتري  به خود گرفت و در دهه هاي اخير همچنان ادامه دارد،شهرهاي بزرگ و ميانه اندام را با مشكلات عديده اي مواجه ساخته است . يكي از مسائلي كه در نتيجه رشد سريع جمعيت و شهرنشيني گريبانگير شهرها شده است مسئله تأمين مسكن براي خيل عظيم جمعيتي است كه بر اثر رشد طبيعي جمعيت و افزايش مهاجرتهاي روستائيان در شهر ها ساكن شده اند.

مهاباد از جمله شهرهایی است که در سالهای اخیر با رشد سریع جمعیت و در نتیجه توسعه فضایی زیادی روبرو بوده شهر مهاباد در سال 1385 دارای حدود 135 هزار نفر جمعیت بوده است که از این تعداد 45هزار نفر آنها یعنی حدود یک سوم جمعیت آن در نواحی اسکان غیر رسمی ساکن هستند و همانطور که می دانیم ساکنان این نواحی عمدتاً جزو گروههای کم درآمد جامعه هستند که در مساکن نامناسب و آلونک ها ساکن هستند و این امر بیانگر روشنی برای مشکل مسکن در شهر مهاباد بوده است ،و با توجه به موقعيت توپوگرافي نشستگاه شهر و عوامل طبيعي و اجتماعي اقتصادي موجود، دستيابي به مسكن مناسب جهت سكونت كه منطبق بر نيازهاي جامعه و شرايط طبيعي و اقصادي،اجتماعي آن جامعه باشد از دغدغه هاي اصلي مسئولين و برنامه ريزان شهر است.

 

- مواد و روشها

اهميت و بكارگيري روش علمي در هر نوع تحقيق انكار ناپذير است و اگر تحقيق از روي نظم و ترتيب نباشد مسلماًً نتيجه مطلوب را نخواهد داشت در تحقيق در مسائل شهري بايد تمام جنبه هاي موضوع را با روشهاي علمي و نوين مورد ارزيابي قرار داد.(فريد، یداله؛1384، 4)

روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و در اين تحقيق سعي شده بر اهرمهاي اجتماعي و اقتصادي نيز تكيه شود و علاوه بر استفاده از روشهاي رايج از نوآوريها فنون جديد نيز بهره گيري شود بدين منظور ابتدا به بيان ضرورتها و مقايسه تحقيقات و تجربيات پرداخته مي شود وسپس به جمع آوري اطلاعات و وضع موجود اقدام مي شود و در مرحله بعد به تجزيه و تحليل با كمك روشهاي آماري صورت مي گيرد ودر نهايت با بهره گيري از اين نتايج راهكارهاي مناسبي پيشنهاد شود. بین ترتیب از روشهای زیر جهت تدوین این پژوهش استفاده شده است.

-روش كتابخانه اي : استفاده از تأليفات، مقالات و پايان نامه هاي مربوطه در اين زمينه و همچنين سالنامه هاي آماري و نتايج حاصل از سرشماريها و گزارشات ادارات وجدولها و نمودارها.

-روش ميداني:رفتن به محل وتهيه گزارشات كتبي وتصويري

 -استفاده پايگاههاي اطلاعات رقومي واينترنت

 

- قلمرو پژوهش

شهرستان مهاباد يكي از شهرهاي استان آذربايجان غربي است كه در جنوب استان واقع شده است. مركز آن شهر مهاباد است و با اروميه كه مركز استان است 141 كيلومتر فاصله دارد، شهرستان مهاباد در منطقه‎اي كوهستاني واقع شده است اما شهر در جلگه و كوهستاني جنگلي قرار گرفته و ارتفاع جلگه از سطح دريا 1320 متر است. شهر مهاباد در 45 درجه و 43 دقيقه و 3 ثانيه شرقي نصف‎النهار گرينويچ و 36 درجه و 46 دقيقه و 3 ثانيه عرض شمالي واقع شده و مساحت كل شهرستان 5600 كيلومتر مربع است. شهر مهاباد با تهران 5 درجه و 41 دقيقه طول جغرافيايي اختلاف دارد و اختلاف ساعت آن با تهران 22 دقيقه است.

        

             نقشه شماره (1) موقعيت جغرافيايي استان آذربایجان غربی و شهر مهاباد در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

                    ماخذ: طرح جامع1386

نقشه شماره(2): گسترش فیزیکی شهر مهاباد در طول ادوار زمانی

ماخذ: مهندسین مشاور بوم نگار پارس

-  تحلیل مسائل کمی و کیفی مسکن:

تحلیل مسائل کمی و کیفی مسکن از طریق ابزاری صورت می گیرد که به صورت متغیرهایی به نام شاخص های مسکن مطرح بوده و بیانگر ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی،مسکن هستند. شاخصهای مسکن از یک سو ابزار شناخت وضعیت مسکن در ابعاد فوق الذکر بوده و از سوی دیگر ابزار کلیدی برای ترسیم چشم انداز آینده مسکن و بر نامه ریزی آن هستند. علی الأصولال اهداف بررسی شاخص های مسکن می تواند در قالب موارد ذیل دسته بندی گردند:1-فراهم کردن چارچوب لازم برای سیاستگزاری و برنامه ریزی در مسکن و نظارت بر آن 2-شناخت و تبیین روابط حاکم بر ابعاد مختلف مسکن و ارزیابی نتایج حاصل سیاست های مختلف 3-پایه گذاری روابط صحیح بین ابعاد مختلف مسکن که می تواند در جهت تدوین سیاست ها باشد 4-فراهم کردن ابزار تحلیلی مناسب برای سیاستگزاران و برنامه ریزان با شناخت کامل از تحولات و دگرگونی ها در مورد مسکن( عزیزی،محمد مهدی، 1382؛3)

بخش قابل توجهي از سطح خالص اراضي شهر مربوط به سكونت اهالي شهر است. شكل گيري بافت مسكوني شهر به تدريج و در طي دوره هاي مختلف زماني، متناسب با شرايط اقتصادي- اجتماعي ساكنين، و الزامات حاكم بر مديريت شهري است. بدين لحاظ بخش هاي مختلف شهر به لحاظ ريخت شناسي از ويژگي هاي متمايز برخوردار است. از آنجائيكه شناخت مسايل و معضلات مربوط به مسكن گام مؤثري در شناسايي مسايل كلان، شهر است، اين بخش از مطالعات كالبدي از اهميت ويژه اي برخوردار است.

مقاله حاضر به شناخت و ضعیت شاخص های مسکن در شهر مهاباد در طول دهه های اخیر می پردازد و در این تحقیق سعی می شود که از آمارها و اطلاعات ارگان های زیربط نظیر مرکز آمار ایران، وزارت مسکن و بانک مرکزی جمهوری اسلامی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان استفاده و سیر تحولات مسکن در مهاباد در طول دهه های اخیر و آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 مورد ارزیابی قرار گیرد و مقایسه اجمالی شاخص های مسکن در شهر مهاباد با شاخص های مسکن در مناطق شهری استان آذربایجان غربی و کشور صورت می گیرد تا تصویر روشنی را از وضعیت مسکن در شهر مهاباد ارائه کند.

 

 

 

 

 

 

 

- تراکم خانوار در واحد مسکوني

جدول شماره (1): تراکم خانوار در واحد مسکوني در شهر مهاباد  طی سالهای 85ـ 1345

شرح

1345

1355

1365

1375

1385

تراكم خانوار در واحد مسكوني

6/1

5/1

3/1

2/1

05/1

تراكم نفر در واحد مسكوني

32/8

96/7

8/6

55/6

18/5

تراكم اتاق در واحد مسكوني

-

-

35/3

72/3

54/3

تراكم نفر در اتاق

-

-

3/2

77/1

42/1

اتاق مورد تصرف خانوار

-

-

65/2

16/3

3

بعد خانوار

5/5

3/5

39/5

4/5

37/4

کمبود مسکن

2010

2813

2911

3549

1651

مأخذ:سرشماري عمومي نفوس و مسكن 85-1345

بررسی شاخص ها در شهر مهاباد نشان می دهد که تراکم خانوار و نفر در واحد مسکونی و تراکم نفر در اتاق در طی زمان کاهش یافته است و که نشان از توسعه مسکن دارد و تراکم اتاق در واحد مسکونی و اتاق مورد تصرف خانوار نیز کاهش یافته است که با توجه به کاهش بعد خانوار و روی آوردن به آپارتمان نشینی در گذر زمان قابل توجیه است.

 

- مقايسه با كشور و استان

جدول شماره (2): تراكم خانوار در واحد مسكوني درنقاط شهري كشور -استان - مهاباد 1385

شرح

تراكم نفر در اتاق

تراكم نفر در واحد مسكوني

بعد خانوار

خانوار در واحد مسكوني

تراكم اتاق در واحد مسكوني

اتاق مورد تصرف خانوار

شهري كشور

26/1

22/4

90/3

08/1

32/3

09/3

نقاط شهري استان

36/1

42/4

08/4

09/1

27/3

27/3

شهر مهاباد

42/1

18/5

37/4

05/1

54/3

3

مأخذ:سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1385

بررسی مقایسه ای با نقاط شهری کشور و استان حاکی از بالا بودن تراکم نفر در اتاق و نفر در واحد در واحد مسکونی نسبت به میانگین کشوری و استانی است که نشان از وضعیت نامناسب این شاخص در شهر مهاباد دارد در کل بافت مسکونی شهر مهاباد با توجه به محدودیت های عرضه زمین به علت توپوگرافی و شیب زمین از تراکم بیشتری نسبت به میانگین های کشوری و استانی برخوردار است.

 

 

- واحدهای مسکونی مناطق شهری کشور، استان و مهاباد براساس سال اتمام بنا

 

         جدول شماره (3): واحدهای مسکونی مناطق شهری کشور، استان و مهاباد براساس سال اتمام بنا 1385

سال اتمام بنا

كشور

استان

مهاباد

قبل از 1355

65/10

71/07

08/10

سال  1355 تا 1364

31/18

58/15

79/17

سال  1365 تا 1374

15/26

94/26

42/25

سال  1375 تا 1379

50/21

35/26

45/25

سال1380 تا 1384

72/20

28/20

52/18

سال 1385

80/01

33/2

18/2

اظهار نشده

87/0

78/0

54/0

                  مأخذ:برگرفته از نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن

 

در این مورد نیز مانند اکثر شاخص های مورد بررسی نسبت این شاخص در شهر مهاباد نسبت به شاخص مورد بررسی در کشور از رتبه بهتری برخوردار بوده و از شاخص مناطق شهری استان بدتر بوده است. همانطور که از جدول فوق نیز می توان به وضوع به نکته اشاره شده پی برد

 

- قدمت و کیفیت ابنیه

          جدول شماره (4): قدمت واحدهای مسکونی شهر مهاباد به تفکیک نواحی 1385

شاخص

زير 10 سال

20-10 سال

30-21 سال

30 ساله و بيشتر

سهم نسبي(درصد)

70/31

60/35

22/16

48/16

           مأخذ:طرح جامع مهاباد 1386

 

            جدول شماره (5): کیفیت ابنیه مسکونی شهر مهاباد به تفکیک نواحی شهری 1385

شاخص

نوساز

قابل قبول

مرمتي

تخريبي

سهم نسبي(درصد)

36/26

42/62

97/9

19/1

 

 

                   مأخذ:طرح جامع مهاباد 1386

در کل می توان اذعان کرد که درصد بالایی از بناها از مقبولیت مناسبی برخوردار هستند ولی حدود 11درصد بناها مرمتی و تخریبی هستند که بیشتر در نواحی اسکان غیررسمی و بافت فرسوده واقع شده اند.

 

 

- ساختمان و مصالح بكار رفته در واحد هاي مسكوني:

داشتن عمر مفيد انواع ساختمانها يكي از ضروريات امر برنامه ريزي مسكن و محاسبه نياز به مسكن است كه با توجه به اقليم نيز تغيير خواهد كرد بر اساس طبقه بندي حسين نيا بر اساس نوع مصالح و اقليم مهاباد در افليم«ز» يعني تابستان گرم و مرطوب و زمستان مرطوب قرار مي گيرد.(پورمحمدي، 1379)

دكتر پورمحمدي واحدهاي مسكوني را از لحاظ نوع مصالح به 4 گروه: بادوام، نيمه بادوام، كم دوام، بي دوام تقسيم كرده است كه به در تحقيق حاضر از طبقه بندي بانك مركزي و مركز ملي مسكن و ساختمان استفاده شده است.

بر اساس گزارش بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران شروع فعاليتهاي ساختماني بخش خصوصي در مناطق شهري سال 1386 طبقه بندي واحدهاي مسكوني بر حسب دوام مصالح به شرح زير تعريف شده است:

الف-  واحد هاي مسكوني بادوام : شامل ساختمانهاي اسكلت فلزي و بتن آرمه مي گردد.

ب- واحدهاي مسكوني نيمه بادوام:شامل ساختمانهاي بلوك سيماني ، وساختمانهاي آجري يا تير آهن و سنگ آهن و آجري با تير چوبي وساختمانهاي تمام آجري مي گردد.

ج- واحدهاي مسكوني كم دوام: شامل ساختمانهاي خشتي و گلي و تمام چوب و خشت و چوب مي گردد.

در طبقه بندی مسکن در شهر مهاباد با استفاده از طبقه بندی مرکز ملی ساختمان و مسکن و بانک مرکزی مشخص می شود که درصد استفاده از مصالح بادوام در شهر مهاباد به صورت پیوسته در حال افزایش و بهبود بوده است با بررسی دوام مسکن در طی سرشماریهای 85-1355 می توان مشاهده کرد که درصد استفاده از مصالح بادوام از 89/11 در سال 1355 به رقم 94/35 در سال 1385 افزایش یافته است و بهبود مصالح در طی این دوره 3برابر نسبت به دوره 1355 بهبود یافته است همانطور که در جدول زیر مشاهده می شود درصد مطالح کم دوام در سال 1355 حدود 73/5 درصد کل ساختمانهای ساخته شده بوده است که این نسبت با حدود 6 برابر کاهش به رقم 97/0 درصد در سال 1385 کاهش یافته است که بهبود شرایط و استفاده از مصالح بادوام و کاهش استفاده از مصالح بی دوام را طی یک دوره 30 ساله نشان می دهد.

البته نکته قابل تأمل در تحول در استفاده از مصالح در ساخت مسکن در شهر مهاباد تنزل در استفاده از مصاح بادوام و افزایش استفاده از مصالح بی دوام در سال 1375 نسبت به دوره قبل یعنی 1365 بوده است که استفاده از مصالح بادوام در دوره 1365 در ساخت مسکن 24/22 درصد بوده که با کاهش حدور 2درصدی به 18/20 درصد در سال 1375 بوده است که از عمده ترین دلایل آن کاهش توان اقتصادی خانوارها در اثر جنگ و درگیرها در منطقه بوده است.

 

    جدول شماره(6): توزيع درصد واحدهاي مسكوني شهر مهاباد بر حسب دوام طي سالهاي85 - 1355

دوام مصالح

1355

1365

1375

1385

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

بادوام

321

89/11

958

24/20

1509

18/22

4416

94/35

نيمه باوام

2224

38/82

3654

23/77

4892

90/71

7764

19/63

كم دوام

155

73/5

119

46/5

402

91/5

118

97/0

جمع

2700

100

4731

100

6803

100

12287

100

        مأخذ برگرفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن(85-1355)

 

-ميانگين سطح زير بناي واحدهاي مسكوني

جدول شماره (7): تعداد زیربنای واحد مسکونی در بین خانوارهای شهر مهاباد در سال 1385

تعداد خانوار

جمع

50 مترمربع وكمتر

51 تا 75 مترمربع

76 تا80  مترمربع

81  تا    100متر مربع

101 تا 150 مترمربع

151 تا 200 مترمربع

201 تا 300 مترمربع

301 تا 500 مترمربع

 501 مترمربع و بيش‌تر

جمع شهري

26900

2538

3310

2440

5528

5417

3894

2887

777

109

مأخذ:سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385

 

- شاخص نحوه تصرف واحد هاي مسكوني

بررسی نحوه تصرف در شهر مهاباد در طی سرشماری های 85-1345 حاکی از آن است که در طول دهه ها درصد افرادی که مسکن خود را به صورت ملکی(عرصه و اعیان) تصرف کرده اند در طول زمان افزایش یافته است و نسبت این شاخص از 1/41 درصد در سال 1345 به 25/62 در سال 1385 افزایش یافته است و این مطلب از فرهنگ و تمایل مردم به تملک مسکن ناشی می شود. البته تنها دوره ای که که این مطلب صدق نمی کند در سال 1375 بوده است که نسبت مالکیت مسکن در سال 1375 نسبت به دوره 1385 کاهش یافته است.

 

 

 

 

 

  جدول شماره(8): نحوه تصرف واحدهای مسکونی مهاباد طی سالهای 85-1345

نحوه تصرف

1345

1355

1365

1375

1385

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

ملكي(عرصه،اعيان)

2145

1/41

4270

1/51

15754

61

13576

97/67

19298

25/62

ملكي اعيان

258

94/4

97

16/1

2538

8/9

58

29/0

354

14/1

اجاره اي

2409

18/46

3309

6/39

5271

4/20

4668

35/23

8946

85/28

رايگان

200

83/3

645

7/7

1506

8/5

989

94/4

1226

95/3

دربرابر خدمت

-

-

11

13/0

504

9/1

517

58/2

661

13/2

ساير

-

-

-

-

100

38/0

26

13/0

33

10/0

اظهار نشده

204

91/3

17

2/0

164

63/0

164

82/0

290

93/0

جمع

5216

100

8349

100

24837

100

19989

100

31000

100

مأخذ: برگرفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 85-1345

 

- مقایسه با کشور و استان

     جدول شماره(9): نحوه تصرف مسکن در مناطق شهری کشور،استان، مهاباد 1385

 

ملكي عرصه

ملكي اعيان

اجاره

دربرابر خدمت

رايگان

ساير

اظهارنشده

كشور

86/56

40/5

04/29

96/1

94/4

63/0

17/1

استان

09/68

82/1

72/21

12/1

14/5

42/0

66/1

مهاباد

25/62

14/1

85/28

95/3

13/2

10/0

93/0

مأخذ: برگرفته از نتایج سرشماری مسکن 1385

مقایسه نحوه تصرف مسکن در شهر مهاباد در مقایسه با نحوه تصرف مسکن در مناطق شهری کشور واستان حاکی از این مطلب است که تصرف ملکی عرصه واعیان در شهر مهاباد با 25/62 درصد بیشتر از سهم این شاخص نسبت به مناطق شهری کشور با 85/56 درصد بیشتر  بوده است ولی در مقایسه با مناطق شهری استان با 09/68 کمتر بوده است البته این مطلب را می توان در مورد اکثر شاخص های مورد بررسی مشاهده کرد.

و همچنین نحوه تصرف مسکن اعیان در شهر مهاباد نسبت به مناطق شهری کشور و استان پایین تر بوده است و در مورد درصد اجاره نشینی نیز باید عنوان کرد که این شاخص نیز در مهاباد با 25/62درصد نسبت به مناطق شهری کشور 86/56درصد کمتر و نسبت به مناطق شهری استان با 72/21درصد بالاتر بوده است

 

 

 

 

-شاخصهاي تسهيلات سكونتي

جدول شماره(10): درصد تسهیلات سکونتی در واحد مسکونی شهر مهاباد طی سالهای 85-1375

سال

حداقل برق

حداقل تلفن ثابت

حداقل آب لوله كشي

حداقل گاز شهري

حداقل حمام

حداقل آشپزخانه

1375

32/97

68/26

67/91

0

59/82

00/72

1385

30/99

69/88

37/91

25/74

10/94

61/97

مأخذ: برگرفته از نتایج سرشماری عمومی مسکن (85-1375)

 

- مقایسه با کشور و استان

     جدول شماره(11): تسهیلات سکونتی در مناطق شهری کشور،استان،مهاباد 1385

سطح

حداقل برق

حداقل تلفن ثابت

حداقل آب لوله كشي

حداقل گاز شهري

حداقل حمام

حداقل آشپزخانه

كشور

71/99

72/87

63/95

98/84

64/93

32/98

استان

45/98

85/89

63/93

94/75

10/94

61/97

مهاباد

30/99

69/88

37/91

25/74

10/94

61/97

      مأخذ: برگرفته از نتایج سرشماری مسکن 1385

مقایسه تسهیلات موجود در شهر مهاباد و مناطق شهری کشور و استان بر اساس سرشماری سال 1385 نشان می دهد که در دسترسی به برق شهر مهاباد نسبت به مناطق شهری استان بیشتر و نسبت به مناطق شهری کشور کمتر است و در مورد تلفن ثابت نسبت به مناطق شهری استان پایین تر و نسب به کشور بالاتر بوده است و در شاخص آب لوله کشی و گاز شهری نسبت به مناطق شهری کشور و استان از نسبت پایین تری برخوردار بوده است.

و در دسترسی به تسهیلات حمام و آشپزخانه شهر مهاباد با مناطق شهری کشور با نسبت 10/94و 61/97 برابر است ولی در مورد حمام نسبت مناطق شهری کشور بالاتر و در مورد آشپزخانه از نسبت پایین تری برخوردار بوده است.

 

- مسايل كمي و كيفي مربوط به مسكن

بخش قابل توجهي از سطح خالص اراضي شهر مربوط به سكونت اهالي شهر است. شكل گيري بافت مسكوني شهر به تدريج و در طي دوره هاي مختلف زماني، متناسب با شرايط اقتصادي- اجتماعي ساكنين، و الزامات حاكم بر مديريت شهري است. بدين لحاظ بخش هاي مختلف شهر به لحاظ ريخت شناسي از ويژگي هاي متمايز برخوردار است. از آنجایيكه شناخت مسايل و معضلات مربوط به مسكن گام مؤثري در شناسايي مسايل كلان شهر است، اين بخش از مطالعات كالبدي از اهميت ويژه اي برخوردار است.

- مسايل كمي مربوط به مسكن شهر

به هدف بررسي مسايل كمي بخش مسكن شهر مهاباد شاخص هاي عمده مسكن مربوط به مسكن از جمله مساحت مسكوني، تعداد قطعات مسكوني، تعداد واحد مسكوني ، خانوار در واحد مسكوني، تراكم خالص مسكوني، سرانه زيربنا و زمين مسكوني و ساير شاخص هاي عمده كالبدي مسكن به تفكيك نواحي هشت گانه در جدول(12) ارائه گرديده است

از بررسي جدول موارد زير مشخص مي شود:

1- كل مساحت شهر كه مشتمل بر اراضي خالص و ناخالص است شامل عرصه معادل 9/2173 هكتار مي باشد با توجه به كل مساحت مسكوني(81/395 هكتار) سهم نسبي عرصه مسكوني از كل مساحت شهر شامل 2/18 درصد است.

2- ناحيه 4 با 1/105 هكتار واجد بيشترين سطح مسكوني و ناحيه 8 با 29/0 هكتار از كمترين سطح مسكوني نسبت به ساير نواحي برخوردار است. مجموع قطعات مسكوني شامل 22010 است. بيشترين تعداد قطعات مسكوني به ميزان 5621 قطعه در ناحيه 4 و كمترين تعداد در ناحيه 8 به ميزان 5 قطعه است.

3- شاخص خانوار در واحد مسكوني معادل 06/1 است لذا به نظر مي رسد بخشي از خانوارهاي ساكن در شهر فاقد واحد مسكوني مستقل مي باشند. اين شاخص در نواحي 3،6،7،8  واجد ميزان بيشتر ازيك واحد مسكوني به ازاي هر خانوار است. اين شاخص در نواحي 4،2،1و5 در وضعيت متعادل يك واحد مسكوني به ازاي هر خانوار مي باشد. بعد متوسط خانوار در شهر معادل9/4 است.

4- متوسط ضريب اشغال در سطح شهر معادل 3.67 درصد است با توجه به متوسط طبقات 35/1 (طبقه)، ميزان متوسط تراكم ساختماني در سطح شهر معادل 85/90 درصد است.

و مهمترين نتايج منتج شده از جدول مذكور عبارتند از:

الف- با توجه به متوسط طبقات 35/1 ، شهر به نوحي كوتاه مرتبه است.

ب- با توجه به متوسط ضريب اشتغال 3/67 درصد ، شهر با فشردگي بافت مواجه است.

ج- با توجه به شاخص خانوار در واحد مسكوني 06/1،  بخشي از خانوارهاي شهري فاقد واحد مسكوني مستقل هستند.

 

 

 

 

 

 

جدول شماره(12): مشخصات کالبدی مسکن مهاباد به تفکیک نواحی 1385

 

ناحيه

ناحيه 1

ناحيه 2

ناحيه3

ناحيه4

ناحيه5

ناحيه6

ناحيه7

ناحيه8

جمع

مساحت(هكتار)

12/264

14/202

12/338

6/367

32/332

44/322

81/210

32/136

9/2173

مساحت مسكوني(متر مربع)

459000

800426

571494

1050920

452174

465747

119388

2885

3958034

جمعيت(1385)

18640

31180

25150

35170

11200

25560

5160

110

152170

تعداد خانوار

4049

5939

4790

7590

2880

4773

969

20

31010

بعد خانوار

6/4

3/5

3/5

6/4

9/3

4/5

3/5

5/5

9/4

تعداد قطعات مسكوني

3435

4398

2772

5621

2015

3254

510

5

22010

تعداد واحد مسكوني

4240

5969

3895

7989

3008

3559

692

7

29359

خانوار در واحد مسكوني

1

1

22/1

1

1

34/1

4/1

86/2

06/1

تراكم خالص مسكوني

377

390

440

335

248

549

432

379

384

متوسط زمين مسكوني

1/144

182

2/206

9/186

4/224

3/143

234

577

8/179

سرانه زمين مسكوني

5/26

7/25

7/22

9/29

4/40

2/18

1/23

2/26

26

مساحت كل زيربنا

2/407016

706488

6/593073

5/1020737

5/422434

324905

3/113657

2706

3596072

سرانه زيربنا

84/21

6/22

58/23

29

37

71/12

22

6/24

6/23

متوسط طبقات

23/1

36/1

41/1

42/1

49/1

09/1

36/1

4/1

35/1

متوسط ضريب اشغال

85/66

9/64

61/73

41/68

76/62

05/64

49/70

67

3/67

متوسط تراكم ساختماني

82

3/88

8/103

13/97

5/93

70

8/95

8/93

85/90

مأخذ: طرح جامع مهاباد؛ 1386

 

- مسايل كيفي مربوط به مسكن

شكل كالبدي: بخشي از بافت مركزي و حاشيه اي شهر شكلي اندام واره دارد ابعاد فيزيكي بيشتر اجزاي بافت ريزدانه، و ابنيه آن كوتاه مرتبه(يك يا دو طبقه) است.

انسجام بافت: بافت مسكوني در بخش هايي از شهر بويژه در حاشيه از انسجام برخوردار نيست فقدان انسجام در بخش هاي جنوبي ناحيه 6 مربوط به شيلان و پشت مدرسه ، در شمال ناحيه 5(شمال محله موكريان) و در ناحيه 7 واقع در شرق شهر قابل مشاهده است. وجود فضاهاي رها شده و خالي كه عمدتاًً فاقد تأسيسات زيرسازي و روسازي است، موجب كاهش امنيت و عدم انگيزه كافي در نزد ساكنين جهت مشاركت در امر بهبود و عمران محلات است.

استحكام بافت: در ساخت بناهاي موجود در بخش هايي از شهر از مصالح نازل و كم دوام استفاده گرديد اين ويژگي كه به عنوان فرسودگي مزمن از آن نامبرده مي شود در بخش جنوبي شهر (ناحيه6) محله پشت تپ و بخشي از ناحيه1 تحت عنوان اصحابه سفيد قابل مشاهده است.

نفوذپذيري: در بخش هايي از شهر بويژه در حاشيه جنوب و شمال شهر، ميزان نفوذپذيري بافت به جهت ضعف مفرط در شبكه معابر از سطع نازل  برخوردار است. اين موضوع بطور عمده به جهت عدم زيرسازي و روسازي مناسب معابر اعم از آسفالت، جدول گذاري و سيستم جمع آوري آبهاي سطحي است. در بخش هايي از بافت مركزي شهر به جهت شكل اندام واره و وجود معابر نامتعارف به جهت عرض كم امكان نفوذپذيري به شكل سواره كاهش مى يابد. مضاف بر اين بخشي از سطح معابر بافت مركزي شهر به اشغال وسايل نقليه درآمده و بعنوان پاركينگ عمل مي كند اين معضل در سالهاي گذشته به جهت افزايش تراكم ساختماني در اين بخش از شهر از شدت بيشتري برخوردار گرديده است و در بخش هايي از شهر به جهت گسترش بافت به سمت ارتفاعات معابر از شيب قابل توجهي برخوردار است كه اين امر بويژه در زمان بارندگي و يخبندان موجب كاهش نفوذپذيري بافت مي شود.

ميزان تأمبن خدمات: بافت شهر در بخش هاي مختلف شهر فاقد خدمات محله اي لازم است اين معضل بويژه در شمال(موكريان) و جنوب(پشت تپ) از شدت برخوردار است. واحدهاي تجاري آن به لحاظ عرضه كالا از كارايي لازم برخوردار نيست و در مواردي به شكل متروكه است. بدين لحاظ اذهالي ساكن در اين بخش از شهر به منظور تأمين خدمات اوليه و روزانه مجبور به سفر به بخش مركزي شهر بوده و همين موضوع موجب تراكم مراجعات و ازدحام در اين بخش از شهر در طي ساعاتي از روز و بعد از ظهر است.

ميزان برخورداري از شرايط مطلوب زيست محيطي:فقدان پوشش مناسب معابر و عدم شكل گيري شبكه جمع آوري آبهاي سطحي در بخش هايي از شهر بويژه در منطقه شمال موكريان و پشت تپ وجود اراضي خالي و رها شده كه بعنوان فضايي مناسب جهت انباشت زباله و مواد زايد شهري تلقي ميگردد موجب كاهش ميزان برخورداري از حداقل شرايط زيست محيطيدر محلات مذكور شده است.

شكل بصري: نوع ساخت و ساز عمدتاًً به شكل سنتي و منفرد است كه به شكل رديفي و چسبيده قابل مشاهده است و به جهت استفاده از مصالح ساختماني و نوع ساخت وساز يكسان كه متناسب با زمان شكل گيري و پايگاه اقتصادي-اجتماعي ساكنين است، بافت منسوج به لحاظ بصري يكنواخت و غير متنوع است اين ويژگي درون بافت از شدت بيشتريس برخوردار است و در امتداد شرياني ها از ميزان آن كاسته مي گردد.

ابعاد اقتصادي: در طول دهه هاي گذشته گرايش مسلط بر ساخت و ساز به شكل منفرد در قطعات ثبتي است از اينرو گسترش افقي در ساخت و ساز شكل غالب را داراست. گسترش افقي بافت به طور عمده علاوه بر گسترش بي مورد و زايد شهر به سمت اراضي پيرامون كه موجبات افزايش هزينه هاي زيرساختي شهر را فراهم مي سازد، به جهت افزايش مدام قيمت زمين از صرفه لازم برخوردار نيست و نهايتاًً قادر به جوابگوي تقاضاي مؤثر مسكن در سالهاي آتي نخواهد بود.

ابعاد حقوقي:بخش هايي از بافت فاقد اسناد رسمي مالكيت است از اين رو سرمايه گذاري و تحقق طرح هاي بازسازي و نوسازي بافت را دچار مشكل مي سازد.

- وضعیت توسعه مسکن در مدل sowot

بررسی توسعه مسکن مهاباد که بر اساس مدل sowot مشخص می کند كه شهر از وضعيت نامطلوبي قرار دارد چنانچه شهر داراي درجه 59/0 توسعه است كه هرچه اين عدد به 1 نزديكتر باشد نشانگر وضعيت بد توسعه است و اگر نزديك 0 باشد نشانگر وضعيت بهتري است.

و همچنین از لحاظ واگذاری زمین براساس تعداد و مساحت با درجه 07/0 نشانگر وضعیت مناسبی بوده است واز لحاظ پروانه های ساختمانی براساس درصد تعداد،مساحت،و زیربنا شهر دارای وضعیت خوبی است.

     جدول شماره(13): درجه توسعه مسکن مهاباد در مدل sowot

 

سرمشق توسعه

درجه توسعه

وضعيت واحدهاي مسكوني

35/2

59/0

وضعيت واگذاري زمين شهري

30/0

07/0

وضعيت پروانه ساختماني

00/0

00/0

       مأخذ:هوشیار، 1386

 

- مشکلات و تنگناهای بخش مسکن

     در کل ،بخش مسكن در مهاباد با مشكلاتي و تنگناهايي روبه رو مي باشد،كه برخي از آنها عبارتند از :

·        تقاضاي انبوه مسكن با توجه به نرخ رشد بالاي جمعيت و مهاجرپذیری در شهر مهاباد و سهم بالاي تقاضاي انفرادي و عدم ارتباط منطقي و تشكيل بين عرضه كنندگان و متقاضيان مسكن .

·        نقش اندك فعاليتهاي بخش دولتي در توليد مسكن در مقابل سودجویی های بخش خصوصی

·        سهم ناچيز سازندگان حرفه اي در توليد مسكن و فقدان نظام حرفه اي و صنعتي در صنوف و حرف ساختماني

·        عدم رعایت اصول مشخص شده در طرح های تفصیلی و عدم بهره گیری از نتایج مطالعات صورت گرفته در بخش مسکن

·        نارسايي در قوانين و مقررات مربوط به مسكن و سلیقه ای بودن اجرای ضوابط مربوط به ساختمان در شهرداری و عملکرد نامناسب کمیسیون ماده 100

·        رشد قارچ گونه ساختمان های بلند در سطح شهر بدون رعایت ضوابط شهرسازی، و مشکلات وابسته به آنها

·   تعاوني هاي مسكن در مهاباد سهم بسيار اندكي در توليد مسكن داشته ، عمده فعاليت آنها به صورت تمليك زمين و واگذاري آن به اعضاء تعاوني مي باشد.

·   مهمترين مشكلات تعاوني هاي مسكن در شهر مهاباد عبارتند از: مشكلات سازماندهي وعدم تخصص در سطح مديريت ، مشكلات مالي اعضاء تعاوني ،عدم رعايت ضوابط و مقررات در زمينه هايي ازقبيل نحوه تحصيل زمين و شرايط واگذاري زمين به اعضاء

·        سهم ناچيز مسكن استيجاري در عرضه كل مسكن شهر

·        سازماندهي و عملكرد نا مناسب شركتهاي تعاوني مسكن و ضعف مديريت آنها

·        در کنار تنگناهای فوق بایستی بورس بازی زمین و ساخت و سازهای غیر مجاز را نیز اضافه کرد که اثرات زیادی بر شکل گیری اسکان غیررسمی مهاباد داشته اند.

·        تبعات مشهود و قابل تصور افزایش بی رویه قیمت مسکن و نابسامانی فرایند توسعه شهری در این شهر را می توان به صورت ذیل برشمرد.

·        رانت قابل توجه سرمایه گذاری در مسکن و زمین، موجب جلب سرمایه از سایر فعالیتهای اقتصادی و منطقه ای بسوی این بخش شده و هجوم و تمرکز و انباشت سرمایه در فرایند توسعه مسکن شهری موجب رواج بورس بازی، احتکار زمین و محدودیت مصنوعی عرضه زمین گردیده است.

·        رونق بیش از بیش بازار غیررسمی و بورس بازی زمین، به گونه ای است که کارشناسان نقش این بازار را در تأمین مسکن، بیش از نقش نهادهای رسمی برای تأمین مسکن می دانند و این به شکل گیری وسیع محلات اسکان غیررسمی در شهر انجامیده است.

·        افزایش سهم زمین در هزینه ساختمان سازی به علت کمبود زمین و بالا بودن هزینه آماده سازی در زمین های پرشیب موجب عقیم ماندن تقاضای موثر گروههای کم درآمد شده و بعضاً به نامطلوبتر شدن ساخت مسکن می انجامد.

 

- نتیجه گیری و پیشنهادات

همانطور که ملاحظه شد بررسی شاخص ها در مورد شهر مهاباد نشان از بهبود وضعیت شاخش های مسکن در طول زمان (35-85) دارد اما در این بین تحولات منطقه ای در بعضی از دهه ها تاثیر خود را در وضعیت مسکن بر جای گذاشته است. لیکن مقایسه با نقاط شهری کشور و استان آذربایجان غربی، نشان از پایین بودن سطح مطلوبیت شاخصهای کمی و کیفی در شهر مهاباد نسبت به میانگین های کشوری و استانی دارد که دلایل آن را باید در محدودیت های عرضه زمین در شهر مهاباد به دلیل وضعیت توپوگرافی و شیب زیاد زمین در اغلب نواحی شهر جست. با توجه به مطالب گفته شده و بررسی های انجام شده، راهکار ها و پبشنهادات مربوطه به شرح زیر ارائه می گردد :

 

- راهکارهای پیشنهادی برای بهبود وضعیت مسکن در شهر (سطح کلان)

·        اصلاح قونين ساختماني و ايجاد استانداردها و معيارهاي فني در مصالح ساختماني براي ساخت مساكن اقتصادي ارزان و ايجاد اشتغال

·        سیاست آماده سازی بايستي بعنوان يكي از رويكرد هاي اساسي و مفيد در تأمين مسكن اقشار مختلف مردم مورد توجه بيشتر دولت قرار گرفته ، نارسائيها و كاستيهاي آن رفع گردد.

·        افزايش تعداد واحدهاي مسكوني استيجاري ( به دو صورت اجاره واجاره به شرط تمليك) توسط دولت وحتي بخش خصوصي از مهمترين رويكرد ها به شمار مي رود و افزایش نظارت بر نحوه واگذاری و مراحل کار پیمانکاری در این طرح ها.

·        قانونمند كردن فعاليتهاي شركت هاي تعاوني مسكن و تقويت وتجهيز تعاوني ها از طريق اعطاي تسهيلات بانكي ، استفاده از افراد متخصص و لايق در سطح مديريت

·        نظارت وكنترل دولت بر قيمت ها در جهت جلوگيري از افزايش كاذب قيمت زمين،مسكن، اجاره بها

·        تشويق وترويج در جهت ارتقاء كيفيت سكونتگاهها از طريق بكارگيري مصالح ساختماني

·        تشويق بخش خصوصي جهت سرمايه‎گذاري در زمينه مسكن سازي اقتصادي

·        تقويت منابع مالي مستقيم بانكي بانكهاي شهر در بخش مسكن ، مشاركت بيشتر سيستم بانكي (بويژه بانكهاي تخصصي يعني، بانك مسكن وبانك رفاه كارگران ) و تعدیل در ارایه خدمات بانکی و نحوه باز پرداخت وام

·        ساماندهي بافت هاي قديمي و فرسوده شهر، جهت جلوگيري از فرسودگي بيشتر آنها ازطريق اعطاي وام به مالكين واحدهاي مسكوني در اين مناطق و سرمايه گذاري دولت در اين بافت ها جهت نوسازي و بهسازي آنها

·  پرداخت وام‎هاي دراز مدت دولتي به گروههای کم درآمد جهت بسترسازي و بهسازي

·  اعمال سياستهاي تمركز زدايي و جلوگيري از رشد بي‎رويه و لجام گسيخته شهر از طريق سرمايه‎گذاري در مناطق محروم(به ویژه بخش خلیفان) و ايجاد تعادلهاي منطقه‎اي

·  دخالت در تنظيم ساز و كار قيمت زمين در بازار با اجرای سیاست ذخیره و عرضه زمین توسط دولت

·  ساخت مجموعه‎هاي مسكوني توسط شهرداريها و واگذاري آنها به اقشار كم درآمد به صورت اجاره‎اي

·  ايجاد روابط سالم و هماهنگ ميان گروههاي خوديار و سازمانهاي غيردولتي و NGOs و بانكها

-راهکارهای پیشنهادی نمونه موردی(سطح خرد)

بررسی پیشنهادات و راه حل های ساکنین حاکی از آن است که آنها خواسته و طلب های متنوع و قابل تأملی دارند، از جمله:

غالباً خواهان تأمین فضای گذران اوقات فراغت، و تضمین کیفیت خدمات زیربنایی بخصوص گاز شهری و آسفالت هستند.

اکثر ساکنین برای حل مشکلات خود خواهان مداخله مستقیم دولت جهت تأمین خدمات هستند و آمادگی خود را برای مشارکت اعلام داشته اند.

 بهبود شرایط دسترسی به خدمات اجتماعی نظیر آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و مراکز خرید

به اجرا درآوردن و بهبود بخشیدن به خدمات کف سازی پیاده رو و خیابان، جمع آوری زباله ، بهبود شرایط زیست محیطی، زهکشی خیابان ها،

بنابراین تأمین نیازهای فوق که مد نظر اکثر ساکنین بوده است باید در اولویت برنامه ریزی قرار گیرد.

 

- سیاست توانمند سازی اسکان غیررسمی

1.      تأكيد بر توسعه اقتصادي محله‎ها به بيان ديگر بازگرداندن رونق اقتصادي به درون محله‎ها و بافت‎هاي ناكارآمد تأكيد بر فعاليتهاي خرد مقياس، تجميع منابع مالي خرد و ايجاد صندوق‎هاي تأمين منابع مالي خرد يا اعطاء خرده وام به ساکنین سکونتگاههای نابسامان

2.      حمايت از تشكيل نهادهاي منتخب مردمي در اين سكونتگاهها و به رسميت شناختن اين مرجع و همچنين شناسايي رهبران محلي و مشروعيت بخشيدن به تصميمات رهبران محلي

3.      تقويت ميزان ارتباط بين دستگاههاي مديريت شهري و تشكل‎هاي مردمي

4.      تشويق مشاركت شهروندان در بهبود بخشی به شرایط زیست محیطی در سطح محلات اسکان غیررسمی شهر

5.      تدوين ضوا بط و مقرراتي مناسب جهت مقاوم سازي ساختمانهاي موجود و جلوگيري از احداث واحدهاي مسكوني بر شيب هاي غير مجاز مي تواند تا حدود زيادي از ضريب خطر پذيري منطقه و ميزان خسارات در صورت و قوع حوادثي همچون سيل و زلزله بكاهد .

6.      در محلات اسکان غیررسمی مهاباد 535588 متر مربع زمین بایر وجود دارد که از این زمین ها 69708 متر مربع آن متعلق به مسکن و شهرسازی است که معادل 13درصد زمینهای مذکور است پس می توان از زمینهای در اختیار دولت برای استقرار خدمات شهری و بالا بردن سرانه ها استفاده کرد و با ارایه تشویق ها و حمایت هایی، زمین های در اختیار بخش خصوصی را نیز به همین منظور استفاده کرد.

 

منابع و ماخذ

1.      پروزن، ادریس، تحلیلی بر وضعیت مسکن گروههای کم درآمد شهری نمونه موردی شهر مهاباد، پایان نامه کارشناسی ارشد،1388

2.   پیمان، سید حسین؛،ویژگی های مسکن خانوارهای شهری ایران در طبقه های درآمدی، فصلنامه اقتصادی مسکن شماره 41 ،1386

3.      پور محمدي ، محمد رضا ؛ برنامه ريزي مسكن ، تهران ، سازمان مطالعه و تامين كتب درسي (سمت) 1379

4.   عزيزي،محمد مهدي؛«تراكم در شهر سازي:اصول و معيارهاي تعيين تراكم شهري»مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران،1382

5.      فرید، یداله؛ روش تحقیق شهر و روستا،انتشارات دانشگاه تبریز، چاپ چهارم 1384

6.      مخبر، عباس؛ ابعاد اجتماعی مسکن، سازمان برنامه و بودجه ،مرکز مدارک اقتصادی و اجتماعی و انتشارات، تهران 1362

7.   مامفورد لوییز؛ فرهنگ شهرها، ترجمه عارف اقوامی مقدم، وزارت مسکن و شهرسازی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری، تهران 1385

8.      مركز آمار ايران؛ گزارش تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1335-1385،

9.      مهندسین مشاور بوم نگار پارس؛ طرح بررسی اسکان غیررسمی شهر مهاباد، مسکن و شهرسازی، 1387

10.  مهندسین مشاور پویا نقش شهر و بنا؛ طرح جامع شهر مهاباد جلد اول و دوم،  1386

11.  مهندسین مشاور فرداسازان ؛طرح بازسازی و نوسازی بافت فرسوده شهر مهاباد، گزارش تفصیلی ، 1386

12. میرآبادی، مصطفی، تحلیلی بر وضعیت کاربری اراضی در نواحی اسکان غیر رسمی شهر مهاباد، پایان نامه کارشناسی ارشد 1389

13.  هوشیار ،حسن؛ نقش شهرهای میانه اندام در توسعه فضایی منطقه ای(نمونه موردی،مهاباد)، پایان نامه دکتری، 1386

 

14-Hardoy J.E and satterthwaite david- squatter citizen Eearthscan pub l.t.d. londan 1995

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 16:38  توسط ادریس پروزن  | 

اصول مقدماتی طراحی پارک های شهری

اصولاً پاركها مجموعه اي از فضاهاي سخت و فضاهاي سبز مي باشند كه هر يك بعنوان مكمل ديگري عمل مي كند. بطوركلي فضاهاي سخت شامل مبلمان ، عناصر معماري، كف سازيها و غيره بوده و تابعي از ويژگيهاي و اصول معماري پارك مي باشد كه بايستي دقيقاً در مراحل طراحي پارك به آنها توجه شده و براساس نوع عملكرد آنها مقادير مناسب آن برآورد گردد.

لازم به ذكر است كه كليه ي فضاهاي سخت طراحي شده، بايستي از لحاظ فرم عملكرد متناسب با كاركرد و گروه سني استفاده كنندگان از پاركها بوده و هر كدام از اصول مخصوص به خود تبعيت كند. بعنوان مثال طراحي انواع مبلمان و حتي معماري يك پارك ويژه ي كودكان با يك پارك شهري كه مورد استفاده ي طيفهاي سني زيادي قرارداد متفاوت مي باشد.با اين مقدمه در اين قسمت از گزارش به بررسي ضوابط و معيارهاي اجراي فضاهاي سبز و سخت پاركها و فضاهاي سبز غير فعال ( معابر و دسترسيها، جرائم و رفيوژها)  پرداخته شده است.

1- فضاهاي سبز فعال

اصولاً طبيعت پاركهاي عمومي بگونه ايست كه تمام طبقات مردم مي توانند از آن استفاده كنند، بعبارت ديگر اين پاركها به منظور گردشگاه و محل استراحت عموم مي باشد، علاوه بر نكات فوق يكي از خصوصيات مهم و معينه پاركهاي عمومي تاثيري است كه در آب و هواي شهرها مي گذارد و خود كمك زيادي به حفظ بهداشت محيط و سلامتي افراد مي نمايد. در پاركهاي عمومي سعي بر آن است كه تمام وسائل سرگرمي و رفاهي تقريباً براي همه گونه سليقه ها وجود داشته باشد.

1-1- تاسيسات رفاهي، تجهيزات خدماتي و اداري، وسايل بازي، زمينهاي بازي و ساير امكانات مورد نياز در احداث پاركها

بطور كلي انواع تاسيسات رفاهي ، تجهيزات خدماتي ، وسايل بازي ، زمينهاي بازي و ساير امكاناتي كه بنحوي موجب كيفي استفاده ازپاركهاي شهري را فراهم مي آورند مي توان بشرح زير طبقه بندي نمود:

- مبلمان شامل :

- نيمكت : کاربرد نیمکت ها عموما برای استراحت و مشاهده مناظر پارک است که بهتر است به حالت تکی یا میزگرد مانند تعبیه شوند که بهترین مکان پیشنهادی برای استقرار نیمکت ها استقرار در کنار آب نماها و حواشی فضای سبز و قرار گیری در محل های دنج در زیر سایه درختان است.

- زباله دان : زباله دان ها باید در نقاط مختلف پارک به ویژه جنب بوفه و سرویس ها و نزدیک آلاچیق ها و زمین بازی کودکان به صورتی تعبیه شوند که دید محیط را برهم نزنند.

- تابلوهاي راهنما، اطلاعات : باید از ورودیهای پارک اطلاعات لازم را برای استفاده کنندگان فراهم کنند و راهنمای آنان باشند.

- ثبت تقويم و تاريخ، ساعت ، تابلوي تبليغات، تابلوهاي توقف و غيره

- پايه هاي مخصوص روشنايي: که از دو نوع فلوسنت و التهابی با توجه به محل و کاربرد محل استفاده می شود.

- دروازه هاي ورودي و خروجي

- حصار : که می تواند به صورت دیوار یا نرده یا استفاده از گیاهانی همچون شمشاد استفاده شود.

- فضاهاي خصوصي و خلوت

- سايبان

- گلدان و گلجاي

- صندوق پست

- ابنيه شامل: 

- آبنما

- شبكه حصار و موانع

- تاسيسات رفاهي شامل :

- توالت و دستشويي: بهتر در گوشه پارک و بصورتی تعبیه شوند که زیبایی منظر پارک را خدشه دار نکنند و تا حدودی نزدیک زمین بازی کودکان باشد.

- آبخوري

آلاچیق آلاچیق ها

در پارکهای عمومی ، فضاهای بزرگ و … اطاقکهایی که کاملا با مصالح ساختمانی بنای منازل متفاوت می باشد ، ساخته می شود که نقش آنها نوعی سایه بان و یا استراحت گاهی موقتی برای عابرین است.

معمولا در ساختمان این گونه اطاقک ها (آلاچیق) ، نکاتی را که از نظر چشم انداز و برخورداری از زیبایی منطقه ضروری می باشد ، مورد توجه قرار می دهند.گاهی در میان یا کنار این گونه آلاچیق ها ، حوضچه های کوچکی احداث یا در وسط آن از درختان پا بلندکه بتوان در بالای آن چتری به منظور ایجاد سایه و تنوع در یکنواختی ایجاد نماید ، غرس می کنند.معمولا محل نصب یا برپا داشتن آلاچیق ها یک فرمول مشخص و کاملا نثبیت شده ای ندارد.گاهی آلاچیق ها را کنار استخرهای بزرگ ، آب نماها یا بر فراز بلندی در باغ ، در میان توده ای از درختان که حالت جنگلی دارند ، بنا می کنند.به طور کلی تاریخچه احداث آلاچیقبه طور مستند در آثار باقی مانده ، چندان مشخص نیست. ولی از اوائل قرن هفدهم ، کم و بیش در برخی از باغات و قصر ها ، اطاقکی را دور از محل ساختمان به عنوان نشتن گاه میان روز و یا خلوت گاه می ساخته اند و برای تزئین داخلی یا خارجی آن از گلدان های گل استفاده می شده است.به عنوان مثال آلاچیق معروف باغ نیمانس در ساسکس انگلستان به سبک ایتالیایی همراه با ستون ها یا آلاچیق هایی به سبک کیوکس های شرقی در باغ سزین کوت در گوسیسترشیر کنار زمین بازی تنیس است. شکل و محل تعبیه آلاچیق ، بستگی به موقعیت زمین ، سلیقه طراح و شناخت چگونگی هم آهنگی با یکدیگر عوامل موجود را در باغ دارد..

چگونگی طراحی یک آلاچیق

برای احداث داربست ، آلاچیق و دیگر فرم هایی که بتواند در نقش سایه انداز را داشته باشند ، از انواع مصالح ساختمانی استفاده می شود. ولی همان گونه که قبلا توضیح داده شد ، آلاچیق ها علاوه بر سرپناه و سایه انداز بایستی به نحوی نقش پناهگاه را نیز داشته باشد.بنابراین پی یا پایه های آلاچیق را تا ارتفاع نیم متر با سنگ ، آجر یا بتون بالا آورده و در روی آنها به آنواع و اشکال مختلف ، دیواره و طاق را با مصالحی از قبیل آهن گرد یا تسمه ای ، نبشی و چوب خراطی شده یا طبیعی به ارتفاع حداکثر دو و نیم متر بنا می کنند. نقشه ساختمانی آلاچیق را بصورت چند ضلعی منظم ، مربع ، دایره یا مستطیل و … با طاق گنبدی یا ساده ترین آن به طور مسطح طراحی کرده و می سازند. دیواره های آلاچیق توسط گیاهانی ( رونده یا پیچنده ) به منظور ایجاد سایه ، محصور می شوند.لذا در فواصل معینی از ستون ها یا پایه های آلاچیق ، گیاهانی سریع الرشد کاشته می شود.گاهی به جای گیاهان زینتی از برخی در ختان میوه ماننده مو و یا درختانی که بتوان به آنها فرم داد ، کاشته می شوند. در داخل آلاچیق ، می توان از میز و صندلی های چوبی ( که امکان دارد این چوب ها به اشکال طبیعی تزئین شود) ، سنگی یا سکوبندی (چوبی ، بتونی ، آجری ، سنگی ) استفاده کرد. معمولا کف آلاچیق را از آجر ، سرامیک ، بتون ، شن های رنگی یا ساده و … همانند آنواع دال های خیابان ها ، مفروش می نمایند . دور تا دور آلاچیق را  با عرض حدود یک متر ، با انواع مصالح ساختمانی و تزئیناتی که هماهنگ با طرح عمومی باغ یا پارک می باشد ، مفروش می کنند.

- تاسيسات خدماتي شامل

- موتورخانه ( تاسيسات آب و برق)

- انبار نگهداري وسايل

- وسايل و زمينهاي بازي:

اين نوع وسايل تنوع زيادي داشت و متناسب با طبقات سني ( خردسالان، كودكان و نوجوانان) تغيير مي كند و با توجه به فرهنگ و سنن هر جامعه اين نوع وسايل متفاوتند.

زمينهاي بازي نيز متناسب با نوع عملكرد فضاعاي سبز و ابعاد آنها مي توان شامل يك يا مجموعه اي از زمين بازي فوتبال ، واليبال ، بستكبال، تنيس، بدمينتون، تنيس روي ميز باشد.

- نشانه هاي تجسمي شامل:

- مجسمه هاي اساطير، مشاهير، بزرگان و شخصيتهاي مورد علاقه جوامع

- كتيبه ها

- نقش هاي برجسته

- يادبود احداث پارك : بهتر است در ورودی پارک استقرار یابد.

- سردرهاي ويژه

- وروديهاي سبز طراحي شده يا استفاده از هرس در آفرينش اشكال ويژه

با اين مقدمه در ادامه به بررسي ضوابط اجرايي فضاهاي سبز و سخت در پاركهاي شهري و گردشگاه ها پرداخته شده است.

تشكيلات اداري در پاركهاي عمومي :

انباری و تاسیسات از ضروريات يك پارك مي باشد. بعلاوه قسمتي نيز جهت مواقع ضروري به تاسيسات آتشنشاني اختصاص داده مي‌شود در اين زمينه بهتر آن است كه اماكن با كشت درختان بلند از ديد مستقيم بازديد كنندگان محفوظ باشد.

در پاركها لازم است انبارهائي در نزديكي قسمتهاي مختلف اماكن عمومي مانند رستورانها، كافه زمينهاي ورزش، باغ كودكان و غيره ساخته شوند كه به سهولت نيازهاي فوري و ضروري را در اختياز قسمتهاي ذكر شده قرار دهند.

2-1-1 مجموعه‌ي تشكيلات ساختماني پاركها و گردشگاه ها

تشكيلات ساختماني در پارك و گردشگاه هاي عمومي مي تواند شامل تمامي عمليات فني در زمينه ساختمان باشد اين واحد از قسمتهاي مختلف تشكيل شده كه عبارتنداز:

الف : دسترسيها

بطور كلي در پاركهاي بزرگ شهري و گردشگاه ها دسترسيهايي به اشكال مختلف و اندازه هاي متفاوت با مصالح ساختماني خاصي برحسب نوع طراحي و شرائط محيط احداث مي شود كه شامل دسترسيهاي اصلي، فرعي و پياده روها مي باشد. عرض دسترسيهاي اصلي بايد حداقل بين 5 تا 10 متر باشند. درپاركهاي بزرگ دسترسيهاي اصلي را مي توان بصورت بلوار احداث نمود.

طول و عرض اين گونه دسترسيهاي فرعي بستگي به بزرگي و كوچكي پارك و نوع طراحي آن دارد. اين دسترسيها گاهي قسمتهاي فرعي را در پارك به يكديگر متصل كرده و يا به دسترسيهاي اصلي ارتباز مي دهد. بنابراين برحسب طرز استفاده و موقعيت ان عرضهاي متفاوتي را مي تواند داشته باشد( حدود 3-4 متر) در موارديكه بايد عرض اين دسترسيها رياد باشد مناسب است در طرفين يا يك طرف ان طرحهائي از باغچه ( گلكاري و چمن كاري) ايجاد گردد. سطح اين دسترسيها را بر حسب موقعيت و زيبائي آسفالت و يا طرحهاي مختلف دالاژ و يا شن ريزي ميكنند.

عرض دسترسيهائيكه قسمتهاي اصلي پارك را به يكديگر متصل مي كنند و يا منتهي به ساختمانها و يا مناظر وسيع گلكاري و چمن كاري و يا مشرف بر آب نما ها قرار مي گيرند، بايد به گونه اي باشد كه از نظر راه رفتن و بيان منظره و استفاده از نيمكتها ميسر بوده و طرح آنها به حجم و فضاي پارك گسترش دل انگيز و روح داري بدهد.

عرض پياده روها نبايد كمتر از 3 متر باشد ولي درپاركهاي بزرگ و گردشگاه ها عرض پياده رو مي تواند تا 6 متر هم برسد. پياده روها را مي توان آسفالت نمود يا از مواد ساختماني مختلف بمنظور سنگ فرش استفاده كرد.

ب ـ دربهاي ورودي و خروجي

پاركها بايستي برحسب وسعت و موقعيت محلي آنها، دربهاي ورودي و خروجي متعددي داشته باشند كه شكل و اندازه انها مختلف و متنوع است. دربهاي ورودي و خروجي پارك بايد بر حسب موقعيت خيابانهاي شهر در قسمتهاي مختلف واقع شود و در جلوي دربها فضائي را از طرحهاي چشمگير و جلب كننده با تزئينات متناسب و عالي بوجود آورد، بطوري كه نظر عابرين را جذب نمايد. مثلاً احداث آب نماهاي مجلل در مدخل ورودي بسيار مناسب خواهد بود،بايد توجه داشت در پاركهاي بزرگ دربهاي ورودي سواره رو نبايد در مركز تلاقي خيابانهاي اصلي كه به پارك منتهي مي شوند قرارگيرند، زيرا از نظر عبور و مرور مي تواند مزاحمتهائي توليد نمايد.

دربهاي ورودي بايد بگونه اي باشد كه هم وسائط نقليه و هم عابرين پياده بتوانند از آن استفاده كنند. بدين ترتيب كه پياده روهاي پارك مستقيماً به پياده روهاي خيابان خارج پارك متصل گردد.

2-1-1 تشكيلات تزئيناتي

براي ايجاد زيبائي در پاركها لازم است بخشي بنام تزئينات كه شامل موارد زير ميباشد پديد آورد.

الف ) آب نماها:

آب عنصري ارزنده براي ايجاد نشاط در زندگي شهري است و لذا اين امر ايجاد آبنماها را توجيه مي كند. از زمان شروع توسعه فضاهاي سبز، آب جزء عناصر منظر ساز شد. بطور كلي آب نماها شامل حوضچه هايي كم عمق است كه اغلب داراي فواره هاي متعدد همراه با چراغهاي رنگين ميباشد. معمولاً اين حوضچه ها بين 40 تا 50 سانتيمتر بوده و با مصالح ساختماني مختلف بر حسب شكل و فرمي كه طرح درنظر مي گيرد ساخته مي شوند. گاهي اين حوضچه ها داراي پا شويه هاي خارجي و يا بدون آن مي باشد.

آب نماها گاهي به صورت مطبق يا اشكال متنوعي تعبيه مي شوند. گاهي اوقات مجسمه هاي مختلف به عنوان سمبل يا رساندن منظوري در كنار يا داخل آب نما قرارداده مي شود ولي آنچه كه بايد توجه داشت انتخاب نوع مجسمه و تناسب آن با نوع منظره مي باشد. گاهي در كناب آب نما بجاي مجسمه ها گلدانهاي سنگي بزرگ قرارمي دهند .بزرگي و كوچكي آب نما بايد متناسب با ابعاد هندسي و فضاي محل باشد يا بعبارت ديگر اختلال بين طول و عرض آب نما به گونه اي باشد كه عرض آن كمتر بوده تا آب نما بزرگتر جلوه يابد هرچه عرض بيشتر باشد آب نما كوچكتر و فشرده تر بنظر مي رسد.

ب- استخر و بركه هاي طبيعي

احداث استخر و بركه ها در هواي پارك و زيبائي آن بسيار موثر بوده و بايد توجه به انواع گياهاني كه در داخل يا نزديك به آن كاشته مي شوند كاملاً توجه داشت. ممكن است اينگونه استخرها و بركه ها داراي اعماق مختلف بوده و در نزديكي منطقه جنگل كاري شده يا در وسط پارك يا در كنار بعضي از قسمتهاي گلكاري وسيع احداث مي شود.

 

 

د – دستشوئي و توالت

براي رفاه بيشتر و تامين بهداشت و نظافت گردشگران در نقاط مختلف پارك محوطه هائي براي نظافت و شستشو منظور مي گردد اين فضاها معمولاً در مكانهائيكه دور از ساختمانهاي رستوران، كافه ها ، تاتر و سينما قرارداد چرا كه حول و حوش اين ساختمانها از نظر بهداشت عمومي معمولاً دستشوئي و توالت منظور شده است لذا مناسب است سرويسهاي عمومي در داخل يا مجاور محوطه هاي جنگلكاري، خيابانهاي فرعي، باغ كودكان، باغ وحش و …

نيمكت

يكي از وسائل ضروري و مورد نياز در پارك وجود نيمكت يا نوعي وسيله ي استراحت براي بازديد كنندگان مي باشد. نيمكتها با اشكال مختلف و اندازه هاي متفاوت ازمصالح متنوع ساخته مي شود. آنچه كه حائز اهميت است و يك طراح بايد به آن توجه كند شناخت موقعيت پارك و محل نصب و قراردادن نيمكت در محلهاي ضروري و مناسب است. زيرا به همان اندازه كه وجود نيمكت در پارك مي تواند ضروري باشد، موقعيت قراردادن آن در محلهائي نامناسب مي تواند موجب خستكي و دل زدگي كنندگان گردد.

تعداد نيمكت در پارك خود مسئله اي است كه طرح بايد به آن توجه داشته باشد زيرا كمبود و يا تعداد زياد نيمكتها در هر دو حالت مي تواند مشكلاتي را از نظر رفاهي ايجاد نمايد. بنابراين بعنوان راهنمائي توصيه مي شود نيمكتها و يا وسائل استراحتي را در خيابانها اصلي و فرعي جنگل با رعايت فاصله و همچنين در حاشيه خيابانهاي اصلي و يا در سطح چمن يا در كنار محوطه هاي گلكاري ، كنار استخرها بركه ها و آب نما و … تعبيه نمود.

نيمكت ها مي تواند در داخل جنگل از چو و يا بقاياي كنده هاي درختان بحالت طبيعي مورد استفاده قرار گيرد. لازم است در كنار يا نزديك محلهائي كه نيمكتها قرار گرفته اند ظروفي كه قسمت بيروني آنها از چوب ساخته شده و يا رنگهاي متنوع رنگ آميزي شده اند براي استفاده قرارداده شود. همچنين از ظروف مخصوص آشغال در نقاط حساس و خيابانهاي اصلي و فرعي پارك بايد استفاده شود.

وسايل بازي كودكان

وسايل يكي از عناصر مهم پاركهاي شهري و به ويژه پاركهاي كودكان به شما مي رود. تجهيزات بازي، كه اغلب فلزي هستند، دويدن ، پريدن، سرخوردن، آويزان شدن، تاپ خوردن، پنهان شدن و به طور كلي زمينه جنب و جوش خاص كودكان و نوجوانان را فراهم مي آورند. اغلب اين وسايل از چوب، پلاستيك و آهن تشكيل شده اند، هنگام ساخت سعي مي شود در اين وسايل يكپارچگي ايجاد شود.

ح - زمينهاي ورزشي

يكي ديگر از تشكيلاتي كه در پاركهاي عمومي وجود آن تقريباً ضروريست ايجاد زمينهاي ورزشي مي باشد انواع و تعداد زمينهاي ورزشي در پاركها بستگي به بزرگي و كوچكي پارك دارد.

معمولاً در پاركهاي كوچك قطعاتي را كه نزديكي جنگل يا بيشه قراردارد به زمينهاي ورزشي مانند تنيس، بسكتبال، واليبال و … اختصاص مي دهند. در پاركهاي بزرگ برنامه ريزيهاي ورزشي و زمينهاي مربوطه يا سالنهاي سرپوشيده بطور مستقل و جداگانه انجام مي گيرد. در اينگونه پاركها بر حسب طبيعت و موقعيت آن، مطابق با اصول استاندارد ورزشي انواع زمينهاي ورزشهائي مانند زمين فوتبال، استخرهاي شنا براي سنين مختلف و ديگر ورزشهاي دسته جمعي را كه در هواي آزاد ميسر است احداث مي نمايند.

در پاركهاي بزرگ گاهي به منظور زنده و فعال نگاهداشتن پارك در فصولي كه امكان استفاده كمتري از فضاي آزاد وجود دارد، سالنهاي كوچك مقدور است احداث مي گردد. مناسب است در اطراف سالن و زمينهاي ورزشي با رعايت اصول صحيح ورزشي در فواصلي ديوارهاي سبز و درختان پا بلند غرس شود. در اطراف سالنها مي توان طرحهائي از گلكاري يا گياهان هميشه سبز بمرحله اجرا در آورد.

زمينهاي بازي كودكان

در پاركهاي عمومي قطعاتي را بمنظور سرگرمي و بازي كودكان در نزديكي استخرها جنگلها يا قسمتهائي كه بزرگسالان بتوانند دورادور كودكان را تحت نظر داشته باشند احداث مي گردد. اينگونه زمينها باشكال مختلف با وسائل بازيهاي متنوع و ماسه هاي نرم و كاملاً شسته شده مجهز مي شوند و براي كنترل و نگهداري بچه ها در اطراف زمين نيمكتهائي نصب ميكنند تا در ضمن آنكه كودكان احساس استقلال مينمايند والدين و مربيان نيز در روي نيمكت استراحت و مراقبت نمايند.

معمولاً اينگونه زمينها بايد از محل تردد وسائل نقليه داخل پارك كاملاً دور باشد زمينهائي كه در تابستان مورد استفاده قرار مي گيرد بايد توسط درختان جنگلي يا ديوارهاي سبز و بلند محصور و احاطه شده باشد. آنچه كه مسلم است در كنار اين زمينها وجود بوفه ها و دستشوئي و توالت ضروري است.

قابل توجه است در داخل شهرها بر حسب موقعيت و امكانات هر ناحيه فضاهائي را براي سطوح به پاركهاي كوچك كودكان اختصاص مي دهند. در اينگونه پاركها انواع وسائل بازي و سرگرمي جهت استفاده كودكان نصب و برقرار مي شود. در صورتيكه فضاي وسيعي براي ايجاد پارك كودكان در اختيار باشد ممكن است بطور خيلي محدود قسمتهاي گلكاري و چمنكاري در آن ايجاد گردد در غير اينصورت نياز به قسمتهاي گلكاري ندارد. در اينگونه پاركها چمن منحصراً به منظور تزئين نمي باشد بلكه براي ايجاد فضائي سبز و متنوع و فضائي است كه در سطح محدود چمنكاري ميكنند.

2-1 فضاهاي سبز غير فعال :

بطور كلي فضاهاي سبز غير فعالي شامل موارد زير مي باشد.

- معابر شامل دسترسي ها پياده رو، دسترسي هاي كندرو، دسترسي هاي تندرو و دسترسي هاي خيلي تندرو

- كمربندهاي سبز

- ميدانها

- رفيوژها

1-2-1- ضوابط اجرايي فضاي سبز دسترسي هاي پياده رو

- شكل آن نواري است

- عرض آن حداقل 90 تا 150 سانتيمتر است.

- فاصله كاشت نهال( درخت) در آن، از نخستين عامل ساختمان با احتساب عرض محور پياده نبايد از 3 تا 5/3 متر كمتر باشد.

- معابر مختص عبور پياده، بايد به وسيله درختچه هايي به ارتفاع حداكثر 40 سانتيمتر پوشيده شود.

- سطح خاك تقريباً بايد هم سطح معبر پياده باشد.

2-2-1 ضوابط اجرايي فضاهاي سبز دسترسيهاي كندرو

- شكل آن نواري است.

- فضاي سبز ، بايد در دو طرف دسترسي استقرار يابد.

- عرض آن، حداقل 90 تا 150 سانتيمتر

- فاصله كاشت درخت ( نهال) از نخستين عامل ساختمان با احتساب عرض محور پياده، حداقل 3 تا 5/3 متر است.

- سطح خاك، بايد نسبت به سطح عبور وسايل نقليه، پايين تر باشد.

3-2-1 ضوابط اجرايي فضاهاي سبز دسترسي‌هاي تندرو

- شكل آن نواري است.

- بايد در دو طرف و درميان دسترسي استقرار يابد.

- عرض آن در هر دو طرف حداقل 2/5 متر و در وسط 1/1 متر باشد.

- حداقل فاصله عرضي نخستين درخت از عرض دسترسي پياده بايد 5/3 متر باشد.

- سطح خاك در نوارهاي هر طرف بايد تقريباً هم سطح حاشيه عبور وسايل نقليه باشد.

4-2-1 ضوابط اجرايي فضاهاي سبز دسترسيهاي خيلي تندرو

- شكل آن نواري است.

- محل استقرار در دو طرف و در ميان دسترسي

- حداقل عرض نوار فضاي سبز در هر طرف 13 متر و درميان 1/1 متر است.

- حداقل فاصله عرض آخرين درخت از عرض دسترسي پياده بايد 5/3 متر باشد.

- سطح خاك در نوارهاي هر طرف، بايد تقريباً هم سطح حاشيه هاي عبور وسايل نقليه باشد.

- سطح خاك درنوار مياني، بايد نسبت به سطح عبور وسايل نقليه، بالاتر قرار گيرد.

5-2-1 ضوابط اجرايي كمربند سبز

- شكل آن نواري است.

- حداقل عرض آن 500 متر است. در پارکهای بزرگ

 

نکات مهم در بکارگیری گیاهان در احداث فضای سبز:

 الف)سازگاری گیاه: هر گیاه دارای میدان اکولوژی خاصی است. یعنی بهترین میزان رشد آن در شرایط اقلیمی بخصوصی حاصل می شود. بررسی پوشش گیاهی بومی هر منطقه می تواند بعنوان راهنمایی مفید جهت انتخاب گیاهان باشد. گیاهان دارویی ایران بعلت اینکه عملیات اصلاحی روی آنها انجام نشده است. عموماً بصورت توده بومی هستند. بنابراین دامنه سازگاری (میدان اکولوژی) نسبتاً وسیعی دارند. سازگاریهای مطلوب گیاهان دارویی در طراحی فضای سبز شامل موارد ذیل می باشند.
1- تحمل خشکی، شوری و قلیایی بودن خاک: گیاهان دارویی مانند اقاقیا، اکالیپتوس، داتوره، سنجد، رزماری، اسطوخودوس، گل محمدی، کرچک (قرمز) و ختمی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، و قلیایی بودن خاک هستند.
2- تحمل تشعشع شدید خورشید: گیاهانی مانند رزماری، اسطوخودوس، بومادران، سانتولینا، اقاقیا و مورد در مجاورت سطوح آسفالت و سنگ فرش که انعکاس شدید تابش را باعث می شوند، مقاومت خوبی دارند در حالیکه بسیاری از گیاهان دیگر دچار خورشیدی شدن می شوند که منجر به تجزیه کلروفیل و نهایتاً مرگ گیاه می شود.
3- تحمل شرایط ماندابی: در مناطقی که سطح آب تحت الأرض بالاست گیاهانی مانند اکالیپتوس بخوبی رشد کرده و در کاهش آب تحت الأرض و خشکاندن خاکهای اشباع نقش اساسی دارند. پونه و نعناع از دیگر گیاهان متحمل شرایط ماندابی هستند.
4- تحمل هرس شدید: گیاهانی مانند مورد، رزماری، اسطوخودوس و دارچین براحتی شکل پذیرند و متناسب با هدف و مکان انتخاب شده در فضای سبز قابل شکل دهی هستند.
5- سازگاری با سطوح شیب دار: در شیب های تند بزرگراه ها و یا در پارکهای کوهستانی می توان از گیاهان دارویی مانند کورک، خارشتر، شیرخشت و گونه هایی از جنس علف چای استفاده کرد. همچنین جهت پوشش دیوارهای بتونی که برای مهار شیب ها ساخته می شوند می توان از بنه، زرشک معمولی، گل محمدی، برگ بو و سماق بهره جست.
6- سازگاری با آلودگیهای محیط های شهری و صنعتی: گروهی از گیاهان دارویی در برابر آلودگیهای هوا، گرد و غبار، اشعه ماوراء بنفش و آلودگی صوتی تحمل خوبی از خود نشان می دهند. انواع رز مثل گل محمدی دی اکسید گوگرد (So2) را در نسوج خود تثبیت می کنند. اقاقیا، نمدار و فندق در کاهش شدت آلودگی صوتی بسیار مؤثر است و گل سرخ و داتوره فلوراید اطراف کارخانجات آلومینیم سازی را جذب کرده و نسبت به آن تحمل نشان می دهد. گیاه نمدار (زیرفون) به ازن (O3) متحمل است. گیاه ژینکو نسبت به آلودگی هوا تحمل زیادی دارد.
ب) تأثیر گیاه بر سلامت انسان: توجه به رایحه درمانی و گل درمانی در پزشکی مدرن در پی بررسی ابداعات گذشتگان در این هنر بوسیله تجهیزات پیشرفته امروزی نقش گیاهان در پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روانی را بیش از پیش نمایان می کند. گیاهانی مانند اکالیپتوس، کاج، انواع بید، افرا و زبان گنجشک با تولید مواد شیمیایی (فیتونسیدها) و انتشار آنها در هوا باعث از بین رفتن قارچها، باکتریها و برخی حشرات مضر و همچنین ایجاد حالت آرامش و خلسه در انسان می شوند. این مواد آلی گاهی ویتامین های جوی نامیده می شوند. گل بابونه، گل محمدی، بیدمشک و سنجد رایحه دل انگیز و آرامبخشی در فضا پراکنده می کنند.
ج)زیبایی گیاه: گیاهان با تنوع در فرم، اندازه و رنگ هر کدام می توانند زیبایی خاصی را باعث شوند.

درختان پیش نهادی شامل دو نوع خزان دار و بی خزان یا سوزنی برگ و پهن برگ است که بهتر است درختان پهن برگ در حواشی پارک کاشته شوند تا در تابستان مانع نفوذ نور خورشید به داخل پارک و ایجاد سایه باشند و هم در زمستان که آفتاب در داخل پارک مورد نیاز است وجود خزان در این گونه درختان این امر را میسر می سازد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 10:49  توسط ادریس پروزن  | 

آیا حاشیه نشینان مقهور سرنوشتند یا تحمیل شده بر شهر؟!

حاشیه نشینی شیوه ای از زندگی است که با سه شیوه رایج زندگی(شهرنشینی.روستا نشینی. کوچ نشینی) متفاوت است. در گذشته متون  شهرسازی از واژه حاشیه نشینی استفاده می شده ولی با ظهور حومه های مرفه نشین در حوالی شهرها که اصطلاحاٌ شهرک یا شهر جدید پیوسته نامیده شدند چنین پدیدار شد که دیگر این واژه نتواند بار معنایی مورد نظر را بیان کند پس امروزه بجای حاشیه نشینی از واژه های اسکان غیر رسمی. سکونتگاههای نابسامان. سکونتگاههای خودرو. مساکن کم درآمدها استفاده می شود.

اینان مردمانی کم درآمد و بطور عمده مهاجرین روستایی هستند که به امید اشتغال و رفاه جلای وطن کرده و با توجه به قیمت بالای زمین و مسکن و پایین بودن توان درآمدی این افراد در حواشی شهرها بصورت غیررسمی و از بازاز غیررسمی زمین و مسکن اقدام به تهیه مسکن خود نموده اند که از مشخصات بارز این مساکن ظاهر ناخوشایند کمبود تسهیلات و امکانات شهری و مصالح کم دوام است.

همانطور که مجله پیام یونسکو در توصیف آنان می نویسد: حاشیه نشین موجودی دوزیسته است که نه در مبدا و نه در مقصد به جایی وصل نیست. اینان از توان مالی و پشتیبانی پایینی برخوردارند البته شاید خود نیز در بعضی موارد این زندگی را انتخاب نموده اند.

جواهر لعل نهرو در مورد زاغه نشینان کلکته می گوید:" هیچ جا مردمی بدین مستی ندیده ام که در تمام عمر سقفی بالای سر ندارند." 

ولی خواسته یا ناخواسته اینان شهروندان ما هستند پس وظیفه تمام برنامه ریزان مدیران و هر آنکس که حتی از دور دستی بر آتش دارد این است که این افراد را که اتفاقا قشر کثیری از شهروندان امروزی را تشکیل می دهند دریابد زیرا  به جرات می توان گفت از علل عمده نابسامان بودن این نواحی در شهرها خارج ماندن آنان از چرخه برنامه ریزی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 21:56  توسط ادریس پروزن  | 

تحلیل وضعیت کاربری اراضی در نواحی اسکان غیر رسمی شهر مهاباد

 

با توجه به ماهیت برنامه ریزی کاربری اراضی و نیز ضعفها و کاستی های نظام برنامه ریزی کاربری اراضی در نواحی اسکان غیر رسمی شهر مهاباد، در این مقاله  سعی شده است کاربری های عمده نواحی اسکان غیر رسمی شهر مهاباد را از لحاظ کاستی ها ، نارسایی ها و ضعف ها مورد بررسی قرار گیرد. بدین صورت که سطوح کمی و كيفي هر یک از کاربری ها در انطباق با استانداردهای مرسوم هر کاربری برای محلات اسکان غیر رسمی شهر مهاباد مورد بررسی و محاسبه قرار داده شده تا بدین وسیله میزان کمبود فضای کمی هر کاربری در وضع موجود مشخص شود ، که می توان گفت این بررسی های کیفی مواردی هستند مانند : مکان گزینی کاربری ها از لحاظ ویژگی طبیعی و توپوگرافیکی محل استقرار کاربری ها  ، مکان گزینی و پراکنش کاربری ها از لحاظ شعاع دسترسی به ویژه کاربری های شاخص محلات ، وجود کاربری های ناسازگار و فقدان برخی کاربری ها که از لحاظ وابستگی برای کاربری مسکونی ضروری می باشند.

در نهایت بر اساس نتایج به دست آمده از بررسی های ذکر شده مشخص شد که در تمام کاربری های مطالعه شده متوجه نارسائی و کمبود و در برخی موارد ، فقدان کاربری ها در نواحی اسکان غیر رسمی شهر مهاباد شدیم به طوریکه میزان سرانه هیچ کدام از کاربری ها در مقایسه با میزان استاندارد آن کافی نیست و با اختلاف فاحشی روبروست که این کمبود و نارسایی در میزان سرانه کاربری های نواحی اسکان غیر رسمی شهر مهاباد در قیاس با میانگین سرانه ها کل شهر مهاباد نیز وجود دارد. بدین ترتیب با پی بردن به این معضلات و تنگناها ، در نهایت ، راهکارها و پیشنهادهای لازم و واقع بینانه در این پژوهش ارائه شده است.

لازم به ذکر است که مقاله مذکور با همکاری آقای مهندس میرآبادی صورت گرفته و در سومین همایش ملی جغرافیا و توسعه پایدار برگزیده شده که علاقمندان جهت مشاهده می توانند به سایت همایش مراجعه کنند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 19:10  توسط ادریس پروزن  | 

ارزیابی سیاستهای مسکن گروه های کم درآمد (مهاباد)

ادریس پروزن

کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری

مدرس دانشگاه

مسكن يكي از نيازهاي اساسي انسان است و دستيابي به آن يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي محسوب ميشود، امروزه تبدیل مسكن به يك كالاي سرمايه اي، و بالا رفتن قيمت آن، باعث عدم تعادل در برخورداري گروه هاي درآمدي جامعه از آن شده است.

در شهرهای کشورهای در حال توسعه گروههای کم درآمد شهری و مهاجرین روستایی به دلیل عدم جذب در اقتصاد رسمی شهر و مشکلات درآمدی قادر به تأمین مسکن مورد نیاز خود از بازار رسمی مسکن نیستند و به ناچار برای سکونت به حواشی و نواحی غیررسمی روی می آورند در واقع مسكن اين گروهها را به سختي مي توان يك خانه ناميد بلكه هميشه يك خانه نيمه تمام است چرا که خانه كامل از توان اكثر گروههاي كم درآمد خارج است و در حالتي نيز كه به هر صورت خود به احداث مسكن اقدام مي كنند به احتمال زياد مسكن آنان جزو آلونك ها و زاغه ها به حساب مي آيد.

لذا برای تأمین مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه سیاست ها و راهکارهایی اندیشیده شده که در اين رساله سعي شده به اختصار به سیاست های تأمین مسكن با تأكيد بر مسكن گروههاي كم درآمد شهري در كشورهاي در حال توسعه و ايران پرداخته شود و راهكارها وسياستهاي اتخاذ شده مورد بررسي قرار گيرد و به وضعیت مسکن گروههای کم درآمد در ایران و شهر مهاباد پرداخته خواهد شد.

 در رساله ای که با راهنمایی آقای دکتر پرویز نوروزی و مشاورت آقای دکتر محمدرضا  پورمحمدی به انجام رسیده است، وضعیت مسکن و سیاست های تأمین مسکن گروههای کم درآمد در شهر مهاباد با توجه به حجم زیاد جمعیت نواحی اسکان غیررسمی، که با حدود 45 هزار نفر یک سوم جمعیت شهر را تشکیل می دهند مورد بررسی قرار گرفته و سیاست های دولتی برای حمایت از مسکن اقشار کم درآمد شهری از جمله اجرای طرحهای آماده­سازی زمین وایجاد شهرهای جدید، ساخت خانه های اجاره ای و اجاره به شرط تملیک و مسکن مشارکتی مورد ارزیابی قرار گرفت.


 
 در شهر مهاباد تنها از سیاست های دولتی در بخش مسکن فقط آماده سازی زمین به صورت عمده صورت گرفته که گروههای کم درآمد را شامل نشده و تنها سیاست قابل ذکر دیگر در مورد گروههای کم درآمد سیاست اجاره ای و اجاره به شرط تملیک در حال اجرا هستند که سیاست اجاره به شرط تملیک کار واگذاری آن در شهر مهاباد در پایان سال 1387 در قالب پروژه 480 خانواری مجتمع بهار به اتمام رسیده که در این پژوهش میزان موفقیت و گروههای درآمدی تحت پوشش این سیاست مورد ارزیابی قرار گرفته و اقدام به توزیع پرسشنامه و تحلیل آن با استفاده از مفروضات آماری و نرم افزارهای تحلیلی صورت گرفته مشخص میسازدکه سیاستهای مذکور در شهر مهاباد نتوانسته گروههای کم درآمد را تحت پوشش قرار دهد که در رساله مذکور و همچنین مقاله ای که با همین عنوان در سومین همایش ملی جغرافیا و توسعه پایدار، ابعاد و جزئیات موضوع به تصویر کشیده شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 22:8  توسط ادریس پروزن  |